جليل عرفان منش

185

جغرافياى تاريخى هجرت امام رضا ( ع ) از مدينه تا مرو ( فارسي )

اين نياز را برآورده مىساخت زيرا نزديكى جستن به آن حضرت هم رقباى عباسى را از صحنه خارج مىكرد و هم مدعيان علوى را خلع سلاح مىنمود . « 66 » اين موضوع را مىتوان از سخنان مأمون نيز دريافت . وى در پاسخ عدّه‌اى از مخالفان ولايتعهدى على بن موسى الرضا عليه السّلام كه او را از مخاطرات اين امر آگاه مىكردند و مىگفتند : مبادا اين شرافت و عظمت را از خاندان بنى عباس خارج كنى كه كارى بىسابقه در ميان خلفا خواهد شد و اگر خلافت به خاندان على عليه السّلام منتقل شود خود و خانواده‌ات را نابود كرده‌اى مىگويد : على بن موسى به خاطر فاصله‌اى كه با ما داشت مردم را به سوى خود مىخواند ، او را وليعهد خود كردم تا مردم را به جانب من دعوت كند و اقرار به خلافت و زمامدارى ما نمايد و . . . « 67 » موقعيت سوّم : ناكامى در هدف و بازگشت به مواضع نياكان ( شهادت امام رضا عليه السّلام ) هدف مأمون از واگذارى ولايتعهدى به على بن موسى الرضا عليه السّلام كاملا روشن بود . او علاوه بر مأيوس كردن دسيسه‌چينان بغداد كه سرگرم كودتايى بر ضد وى بودند ، قيامهاى علوى را آرام ساخت و امام على بن موسى الرضا عليه السّلام را بلاگردان قرار داد تا خود را از مخاطرات دشمنانش مصون نگه دارد . ولايتعهدى على بن موسى الرضا عليه السّلام در شرايطى كه اقبال مردمى از بنى عباس فروكش كرده بود و خود نيز آهنگ جدايى از پيكرهء خاندان عباسى نواخته بود بيش از يك عامل بازدارنده براى مأمون كارايى داشت . مأمون در زير لواى اقتدار معنوى امام به خود و حكومتش مشروعيت مىبخشيد . اين اعتبار علاوه بر استحكام پايه‌هاى حكومت

--> ( 66 ) - مير خواند در تاريخ خود با نگاهى موشكافانه علت انتخاب على بن موسى الرضا عليه السّلام ، را به ولايتعهدى علاقه و يا تمايل مأمون به علويان نمىداند بلكه با ديدى واقع‌بينانه مىنويسد : در ايام خلافت مأمون از اطراف و اكناف ولايت اسلام ، علويان خروج مىكردند و مأمون از اين جهت پيوسته ملول و دلتنگ بود ، سرانجام با عاقلان و اصحاب رأى در اين باب مشورت كرد ، رأيها بر آن قرار گرفت كه يكى از اولاد امير المؤمنين على عليه السّلام كه آراسته به حليهء علم و زيور عمل باشد وليعهد بايد ساخت و قرعهء اختيار بر امام على بن موسى الرضا عليه السّلام افتاد . . . مأمون از اين جهت امام رضا عليه السّلام را برگزيد كه عباسيان بدانند پس از مرگ او خلافت به دست علويان است . . . مير خواند ، تاريخ روضة الصفا ، 3 / 3 - 42 ، 8 - 47 ، 458 . ( 67 ) - ملا محمّد باقر مجلسى ، بحار الانوار ، 12 / 2 - 171 .