جليل عرفان منش

17

جغرافياى تاريخى هجرت امام رضا ( ع ) از مدينه تا مرو ( فارسي )

گشت . « 8 » آغاز سفر و ملاحظاتى دربارهء عزيمت امام عليه السّلام به مكّه منابع اوّليه و ساير تواريخ معتبر آغاز حركت امام رضا عليه السّلام را از مدينه به سوى بصره ذكر كرده‌اند . « 9 » با اين وجود برخى از منابع بخصوص تذكره‌هاى متأخّر مىنويسند : حضرت ابتدا به مكّه رفت و در اين سفر امام جواد عليه السّلام نيز همراه ايشان بود ، امام عليه السّلام با خانهء خدا وداع كرد و سپس از مكّه به سفر ادامه داد . مسند الامام الرضا عليه السّلام به نقل از راوندى در الخرائج مىنويسد : امام رضا عليه السّلام با همراهان خود وارد مكّهء مكرّمه شد و خانهء خدا را زيارت كرد و با اهل بيت وداع نمود . محمّد بن ميمون گويد : من در مكّه با آن جناب بودم و پيش از آن كه به طرف خراسان حركت كند عرض كردم تصميم دارم به مدينه برگردم نامه‌اى براى فرزندت ابو جعفر عليه السّلام بنويس تا با خود ببرم . حضرت رضا عليه السّلام تبسّمى فرمود و نامه را نوشت ، من نامه را به مدينه بردم و به حضرت جواد دادم . . . « 10 » شيخ مفيد نيز در الارشاد بدون تأكيد بر عزيمت امام رضا عليه السّلام از مدينه به مكّه در سفر تاريخىاى كه آن جناب به خراسان داشت به نقل از مسافر روايت مىكند كه من خدمت حضرت رضا عليه السّلام در منى بودم ، يحيى بن خالد از آنجا عبور كرد در حالى كه سر و روى خود را از غبار پوشانده بود ، حضرت فرمود : اين بيچاره‌ها نمىدانند ، امسال چه بر سرشان خواهد آمد ، سپس فرمود : از آن شگفت‌تر من و هارون

--> ( 8 ) - ابن شهرآشوب ، المناقب ، ص 196 ؛ مسعودى ، اثبات الوصيّة ، ص 394 ؛ همچنين نگاه كنيد به : جرير طبرى ، دلائل الائمّة ، ص 176 ؛ باقر مجلسى ، بحار الانوار ، 2 / 32 ؛ شيخ يوسف بن خاتم شامى ، درّ النظيم به نقل از شيخ عباس قمى ، مفاتيح الجنان ، ص 657 . ( 9 ) - نگاه كنيد به : ابن واضح يعقوبى ، تاريخ يعقوبى ، 3 / 176 ؛ مسعودى ، اثبات الوصيّة ، ص 205 ؛ كلينى ، الكافى ، 2 / 407 ؛ ابن طقطقى ، تاريخ فخرى ، ص 300 ؛ شيخ مفيد ، الارشاد ، ص 290 ؛ ملا باقر مجلسى بحار الانوار ، 49 / 92 ؛ و ابن حجر ، تهذيب التهذيب ، 7 / 387 و ساير منابع . ( 10 ) - عزيز اللّه عطاردى ، مسند الامام الرضا عليه السّلام ، ( متن عربى ) ، 1 / 16 - 215 . همچنين نگاه كنيد به : مسعودى ، اثبات الوصيّة ، ص 394 . مجلسى با تفاوتهايى اين روايت را آورده است ، ر . ك به : بحار الانوار ، 12 / 108 .