جليل عرفان منش

18

جغرافياى تاريخى هجرت امام رضا ( ع ) از مدينه تا مرو ( فارسي )

مانند اين دو هستيم ( دو انگشت خود را به هم چسبانيد ) يعنى من و هارون در كنار هم دفن خواهيم شد . مسافر گويد : به خدا من معنى سخن آن حضرت را نفهميدم تا وقتى كه حضرت را در كنار هارون دفن كرديم . « 11 » اگر گفتهء شيخ مفيد را در اين باره بپذيريم ، زمانى كه حضرت در سفر حج بود ، بنابر آنچه مسافر از حضرت نقل مىكند كه من و هارون در كنار هم دفن خواهيم شد ، معلوم مىشود كه هنوز هارون در قيد حيات بوده است ، بنابراين با توجه به مرگ هارون در سال 193 و هجرت امام على بن موسى عليه السّلام از مدينه به مرو در سال 200 قطعا اين روايت مربوط به آن سفر نيست . « 12 » معتبرترين منبعى كه از وداع آن حضرت با خانهء خدا روايت مىكند ، شيخ صدوق است كه مىنويسد : حضرت براى طواف بيت الحرام به مكّه رفت و فرزند برومند خود جواد الائمّه را كه شش سال داشت با خود به همراه برد . موفق غلام آن حضرت ، حضرت جواد عليه السّلام را روى دوش خود گذاشت و در حرم طواف مىداد . چون حضرت جواد عليه السّلام به حجر اسماعيل رسيد از دوش موفق به زير آمد ، آنجا نشست و اشك از ديدگان وى جارى شد ، مدتى گريست ، موفق عرض كرد ، قربانت شوم برخيز ، گريه بس است . حضرت جواد عليه السّلام فرمود : موفق از اينجا حركت نكنم تا آنگاه كه خدا بخواهد . موفق خدمت امام رضا عليه السّلام رفت و جريان را عرض كرد .

--> ( 11 ) - شيخ مفيد ، الارشاد ، 2 / 249 . شيخ صدوق نيز به روايت خود از موسى بن مهران مىنويسد : امام رضا عليه السّلام را در مسجد مدينه ملاقات كردم در حالى كه هارون خطبه مىخواند فرمود : آيا مىدانيد كه من و او در يك خانه مدفون خواهيم شد ؟ و نيز از محمّد بن فضيل مروى است كسى از حضرت رضا عليه السّلام شنيده بود - در حالى كه آن بزرگوار در منى يا عرفات به هارون نظر مىكرد - كه مىفرمود : من و هارون اين چنين باشيم و دو انگشت خود را به هم چسباند و ما مقصود آن بزرگوار را ندانستيم تا اين كه واقعهء طوس به وقوع پيوست و مأمون امر كرد حضرت رضا عليه السّلام را در جنب هارون دفن كردند . شيخ صدوق ، عيون اخبار الرضا عليه السّلام ، 2 / 473 . اين روايت را ، مسعودى با تفاوتهايى نقل كرده است . ر . ك . به : مسعودى ، اثبات الوصيّة ، ص 391 . ( 12 ) - مقايسه كنيد با روايت موسى بن مهران كه شيخ صدوق در عيون اخبار الرضا عليه السّلام آورده است چنانچه ملاحظه خواهيد نمود اين روايت بنابر گفتهء شيخ صدوق در مكّه هنگامى كه حضرت به هارون نظر مىكند بيان شده است . نگاه كنيد به : پاورقى قبل .