جليل عرفان منش
163
جغرافياى تاريخى هجرت امام رضا ( ع ) از مدينه تا مرو ( فارسي )
هنگامى كه حضرت وارد مرو شد مأمون ابتدا به آن حضرت پيشنهاد خلافت كرد . اين موضوع را بسيارى از مورّخان ضبط كردهاند . عيون اخبار الرضا عليه السّلام ، المناقب ابن شهرآشوب و روضة الواعظين از جمله منابعى هستند كه به نقل از ابو صلت هروى مىنويسند : مأمون به على بن موسى الرضا عليه السّلام گفت : اى پسر رسول خدا من فضل و علم و پارسايى و عبادت و بيم تو را از خداوند دانستم و تو را براى خلافت از خود سزاوارتر مىبينم . حضرت رضا عليه السّلام فرمود : به بندگى و عبوديت خداى عزّ و جل افتخار مىكنم و با پارسايى اميد دارم از شر اين جهان محفوظ بمانم و رستگار شوم و با پرهيز از گناهان به غنيمتها رسم و با فروتنى نزد خدا مقامى بلند يابم . مأمون گفت من چنين مصلحت مىبينم كه خود را از خلافت عزل كنم و آن را براى تو قرار دهم و با تو بيعت كنم . حضرت رضا عليه السّلام فرمود : اگر اين خلافت حق تو است و خداوند آن را براى تو قرار داده است ، روا نيست جامهاى را كه خداوند بر قامت تو پوشانده بيرون آورى و بر تن ديگرى كنى و اگر خلافت از غير تو است چيزى كه از تو نيست چگونه به من مىبخشى . مأمون گفت : اى پسر رسول خدا براى تو چارهاى نيست و بايد اين كار را بپذيرى . حضرت فرمود : اين كار را به ميل خود هرگز انجام نخواهم داد . « 11 » امام على بن موسى الرضا عليه السّلام در برابر پيشنهاد مأمون به سختى مخالفت كرد ، منابع تاريخى مىنويسند : كوشش مأمون مدتها ادامه يافت . « 12 » با اين وجود امام عليه السّلام از
--> ( 11 ) - شيخ صدوق ، عيون اخبار الرضا عليه السّلام ، 2 / 379 ؛ فتال نيشابورى ، روضة الواعظين ، 367 ؛ ابن شهرآشوب ، المناقب ، 4 / 363 ، ملا محمد باقر مجلسى ، بحار الانوار ، 12 / 120 ؛ مقدس اردبيلى ، حديقة الشيعة ، ص 3 - 192 . ( 12 ) - برخى منابع مىنويسند : تا دو ماه تلاش مأمون براى وادار كردن امام به پذيرش خلافت و ولايتعهدى در مرو ادامه يافت . شيخ صدوق نيز مىنويسد : آن جناب را از بصره و اهواز و فارس به مرو آوردند . مأمون به آن جناب خلافت و امارت را عرضه كرد . حضرت عليه السّلام امتناع كرد و در اين باب تا دو ماه گفتگوهاى بسيار جريان يافت . شيخ صدوق ، عيون اخبار الرضا عليه السّلام ، 2 / 389 .