جليل عرفان منش

162

جغرافياى تاريخى هجرت امام رضا ( ع ) از مدينه تا مرو ( فارسي )

قبول نكرد مگر وليعهدى را و اين بود سبب نصب او به ولايتعهدى » . « 6 » يكى از عواملى كه موجب شده بسيارى از مورّخان طرح اوّليهء ولايتعهدى را به فضل بن سهل نسبت دهند ، پيشنهاد او در اين باره و نيز يادآورى آن است . « 7 » در عيون آمده است فضل بن سهل به مأمون پيشنهاد كرد كه تقرب جويد به خدا و رسولش ، با صلهء رحم كردن و بيعت گرفتن براى حضرت رضا عليه السّلام . . . « 8 » ابو الفضل بيهقى نيز نقش فضل بن سهل را در يادآورى عهدى كه مأمون با خداى خود بسته بود و كوشش وى در اين امر را با جزئيات بيشترى نقل مىكند : فضل بن سهل خواست كه خلافت از عباسيان بگرداند و به علويان آرد . مأمون را گفت : نذر كرده بودى به مشهد من ( در حضور من ) و سوگند خورده بودى كه اگر ايزد تعالى شغل برادرت كفايت كند و خليفت گردى ، وليعهد از علويان كنى ، و هر چند بر ايشان نماند ( اگر چه خلافت در علويان پايدار نماند ) . . . مأمون گفت : سخت صواب آمد ، كدام كس را وليعهد كنيم ؟ ، گفت على بن موسى الرضا كه امام روزگار است و به مدينة الرسول ، عليه السّلام مىباشد . . . « 9 » » پيشنهاد خلافت بازمىگرديم به مدينه زمانى كه رجاء بن ابى ضحاك و ياسر خادم نامه‌اى را از سوى مأمون به حضرت رضا عليه السّلام تسليم كردند . او در نامه از حضرت درخواست پذيرش ولايتعهدى كرده بود و با لطافت خاصى سعى در جلب اعتماد و اطمينان امام عليه السّلام نموده و از حضرت خواسته بود نامه را بر زمين نگذاشته رهسپار مقر مأمون در مرو شود . « 10 »

--> ( 6 ) - شيخ صدوق ، عيون اخبار الرضا عليه السّلام ، 2 / 2 - 391 . شيخ مفيد در الارشاد و مجلسى در بحار الانوار با تفاوتهايى اين گفته را نقل كرده‌اند . نگاه كنيد به : مجلسى ، بحار الانوار ، 12 / 6 - 124 . ( 7 ) - يعقوبى ، تاريخ يعقوبى ، 2 / 5 - 462 . ( 8 ) - شيخ صدوق ، عيون اخبار الرضا عليه السّلام ، 2 / 386 ، مجلسى ، بحار الانوار ، 12 / 120 . ( 9 ) - ابو الفضل بيهقى ، تاريخ بيهقى ، 6 / 191 . ( 10 ) - مشهور است كه نامه توسط فضل بن سهل نوشته شده بود . سيّد جعفر مرتضى عالمى ، زندگانى سياسى هشتمين امام ، ( متن فشرده ) ، ص 132 ؛ مسعودى ، در اثبات الوصية مىنويسد : - مأمون به امام نامه نوشت كه به مرو بيايد ، تا وى براى آن حضرت بيعت بگيرد ، امام قبول نكرد مأمون براى دومين بار نامه نوشت و او را قسم داد كه ( از مدينه ) خارج شود . مسعودى ، اثبات الوصية ( ترجمهء محمد جواد نجفى ) ، ص 394 .