جليل عرفان منش
145
جغرافياى تاريخى هجرت امام رضا ( ع ) از مدينه تا مرو ( فارسي )
بعد از آن « رباط آبگينه » است . حمد اللّه مستوفى فاصلهء رباط آبگينه را تا سرخس شش فرسخ ذكر كرده است و آن دره گدار احتمال مىدهد كه اين رباط همان « رباط شرف » باشد كه اكنون ويرانههاى آن با ايوانهاى رفيع در جادهء سرخس ديده مىشود . اين رباط در شش فرسخى سرخس واقع شده است . « 75 » سرخس سرخس را دو گونه تلفظ كردهاند ، سرخس و سرخس . « 76 » در لغتنامهها ، واژهء سرخس را ، به گياهى كه داراى ساقههاى زيرزمينى و نوعى گياه دارويى معنى كردهاند . « 77 » سرخس يكى از شهرهاى قديمى ايران است كه گروهى بنيانگذار آن را كيكاووس نوشتهاند . او زمينى را به سرخس پسر گودرز به اقطاع داد و سرخس در آنجا شهرى بنا نهاد كه سرخس ناميده شد . « 78 » گروهى بنيانگذار آن را « كيكاووس » يا « افراسياب ذو القرنين » دانستهاند . « 79 » شهر سرخس در زمان خلافت عثمان توسط عبد اللّه بن خازم سلمى فتح شد . « 80 » اصطخرى در مسالك الممالك و جيهانى در اشكال العالم مىنويسند : سرخس شهرى است ميان مرو و نيشابور در زمين « هامون » بدان جا آب روان نيست . مگر آب جوى هرات كه در سالى چند روز آنجا رسد و جملهء ايشان ، از آب باران است و بركهها از آب چاه و آن ( سرخس ) شهرى است كه در بزرگى يك نيمهء « مرو » باشد . و به غايت آبادان است و نعمتهاى فراخ ، هواى آن تندرستتر است و بيشتر نواحى آن مرغزار و آن را ديههاى اندك و گرداگرد آن اعراب باشند ، خداوندان شتر ، و آبهاى ايشان از چاه است و آسياب ايشان بر چهارپايان از شتر و
--> ( 75 ) - مؤيد ثابتى ، تاريخ نيشابور ، ص 59 ، 60 ، 62 ، 64 . ( 76 ) - احمد رنجبر ، خراسان بزرگ ، ص 105 به نقل از ياقوت ، معجم الادباء ، 17 / 232 و 13 / 76 . ( 77 ) - نگاه كنيد به : لغتنامهء دهخدا و برهان قاطع ، مادهء « سرخس » . ( 78 ) - ياقوت ، معجم البلدان ، 1 / 72 ؛ قزوينى ، آثار البلاد ، ص 39 . ( 79 ) - احمد رنجبر ، خراسان بزرگ ، ص 150 . ( 80 ) - بلاذرى ، فتوح البلدان ، ص 287 ؛ طبرى ، تاريخ طبرى ، 6 / 47 ؛ يعقوبى ، البلدان ، ص 55 ؛ اعثم كوفى ، الفتوح ، ( چاپ بمبئى ) ، ص 85 .