جليل عرفان منش

146

جغرافياى تاريخى هجرت امام رضا ( ع ) از مدينه تا مرو ( فارسي )

گاو و بناهاى ايشان از گل است . « 81 » يعقوبى در البلدان ، سرخس را سرزمينى با شكوه و شهرى بزرگ كه در بيابانى ريگزار واقع شده است توصيف مىكند . وى مىنويسد : مردمى به هم آميخته ( از نژاد عرب و فارس ) در آن سكونت دارند عبد اللّه بن خازم سلمى در خلافت عثمان همان زمان كه از طرف « عبد اللّه بن كريز » مأمور بود آن را فتح كرد و آب مشروب اهالى از چاهها است و نهرى و چشمه‌اى ندارد . « 82 » لسترنج مىنويسد : شهر سرخس در كنار كوتاهترين راه طوس به مرو بزرگ در ساحل راست ، يعنى ساحل شرقى رودخانهء مشهد واقع است . اين رودخانه را امروز « تجند » گويند ، ظاهرا جغرافىنويسان قرون وسطى از اين رودخانه اسم نبرده‌اند . اين رودخانه از باتلاقهاى حوالى « كوچان » برمىخيزد و نخست به سمت جنوب خاورى جريان مىيابد و از مشهد مىگذرد و پس از آن كه قريب صد ميل از مشهد دور شد از سمت جنوب شاخهء بزرگى به نام رود هرات به آن ملحق شده و سپس به سمت شمال جارى مىشود و به سرخس مىرود و مقدارى كه به سمت شمال پيش رفت در طول جغرافيايى ابيورد در محلى موسوم به « اجمعه » در كوير فرو مىرود و آنجا نيزار و بيشه است . سرخس در قرن چهارم ه . ق شهرى بزرگ و به اندازهء نصف مرو بود و آب و هوايى خوش داشت در چراگاههايش شتر و گوسفند بسيار بود و چون آب فراوان نداشت كشتزارهايش اندك بود . مقدسى گويد : سرخس مسجد و بازارى نيكو دارد و در حومه‌اش باغهاى بسيار است . قزوينى گويد : سرخس شهرى است بزرگ و پرجمعيت و اهالى آن در ساختن دستارها و مقنعه‌هاى زردوزى شده مهارت خاصى دارند و مصنوعات آنها به ممالك ديگر صادر مىشود . در قرن هشتم حمد اللّه مستوفى دربارهء سرخس مىگويد : دورباروش ( دور بارويش ) پنج هزار گام است و قلعه‌اى محكم از خاكريز دارد و هوايش گرمسير است و آبش از رودخانه‌اى است كه از « هرى » به طوس مىآيد و عظيم و نيكو و هاضم و از ميوه‌هايش انگور و خربزه نيكو است . « 83 » امروز سرخس ، در مرز ايران و

--> ( 81 ) - اصطخرى ، مسالك الممالك ، ص 251 ؛ جيهانى ، اشكال العالم ، ص 169 . ( 82 ) - يعقوبى ، البلدان ، ص 55 . ( 83 ) - لسترنج ، جغرافياى تاريخى سرزمينهاى خلافت شرقى ، ص 2 - 421 ؛ ابن رسته ، الاعلاق - - النفيسة ، ص 73 ؛ ابن حوقل ، صورة الارض ، ص 323 ، 434 ؛ مقدسى ، احسن التقاسيم ، ص 312 ، 314 ؛ قزوينى ، آثار البلاد ، 2 / 261 ؛ مستوفى ، نزهة القلوب ، ص 179 .