جليل عرفان منش
144
جغرافياى تاريخى هجرت امام رضا ( ع ) از مدينه تا مرو ( فارسي )
حدائق الفرج كه يك اثر قديمى و با ارزش در مسالك و ممالك و مساحت بين شهرها است ، مسافت نيشابور تا طوس را در سمت شرق سه مرحله و از نيشابور تا قاين را قريب نه مرحله و از آنجا تا هرات را هشت مرحله و از نيشابور تا سرخس را شش فرسخ و از سرخس تا مرو را پنج روز مىشمارد . « 73 » راه قديمى نيشابور به هرات كه در مسير راه نيشابور به طوس و مرو بود برابر گفتهء صاحب تاريخ نيشابور ، از راه ديزباد ( ده باد ) و ولايت اسفند ( اسفنج ، سنج ) به رباط سنگ بست كه امروزه نيز به همين نام مشهور است منتهى مىشد . ديزباد ( دزباد ، ده باد ) ده خاكستر بوده كه گاهى در متون قديمى نام آن را خاستر نيز نوشتهاند بعد از آن منزلگاه « رباط بديعى » بوده كه در فاصلهء بين ديزباد و فرهادگرد قرار داشته و شايد اين همان رباطى باشد كه به روايت عبد الغافر صاحب سياق التواريخ ، حسان منيعى بانى مدرسهء منيعى نيشابور ، آن را در حوالى ديزباد ساخته است . منزلگاه بعدى پس از رباط بديعى ، رباط سنگ بست است كه در متون از آن به سنج بست « 74 » هم ياد شده است . به گفتهء صاحب تاريخ نيشابور ، رباط سنگ بست را به نام قريهاى كه اين رباط در آنجا ساخته شده نامگذارى كردهاند . در اين محل راههاى نيشابور و هرات و طوس و مرو با هم تلاقى مىكردند و از نظر سوق الجيشى و بازرگانى اين قريه داراى اهميّت زيادى بوده است . به همين دليل سلطان محمود غزنوى لشكرگاه و پايگاه نظامى خود را در اين مكان قرار داد و در آن قريه رباطى براى رسيدن به سرخس و مرو ساخت . اوّلين منزلگاه بعد از سنگ بست ، « رباط چاهه » بود كه اين رباط ، در نزديكى كشف رود قرار داشت و فاصلهء آن از رباط سنگ بست تا رباط چاهه پنج فرسخ ذكر شده است . اين رباط نيز به دستور سلطان محمود غزنوى ساخته شده و ابو اسحاق كرامى نيشابورى ، رئيس فرقهء كراميان آن را بنا كرده است . در آن ناحيه رباط ديگرى نيز وجود دارد كه « رباط ماهى » ناميده مىشود ، پس از رباط ماهى ، « رباط توران » و
--> ( 73 ) - به نقل از مؤيّدى ثابتى ، تاريخ نيشابور ، ص 67 . مقايسه كنيد با : اطلس تاريخى ايران ، نقشهء شمارهء 16 . ( 74 ) - معرب « سنگ بست » است .