ويلفرد مادلونگ ( مترجم : نمايى / قاسمى / مهدوى / ضابط )

23

جانشينى محمد ( ص ) ( فارسي )

از جمله كسانى بود كه در جريان غيبت عايشه از اردوى مسلمانان [ داستان افك ] به عايشه تهمت زده بود . ابو بكر از اين رفتار پسر خالهء خود بشدت رنجيده خاطر شد و سوگند ياد كرد كه كمكهايى را كه قبلا به مسطح مىكرد ، حتى پس از آنكه مسطح از اين تقصير خود رسما توبه كرد ، قطع كند . اما قرآن به او فرمان داد كه از وظيفه خود نسبت به پسر خاله مستمندش غفلت نكند و او را مورد عفو قرار دهد . « 1 » در تاريخ پيامبران سلف به نقل قرآن اهل بيت آنان اهميّت ويژه‌اى داشتند . اهل بيت معمولا ياور اصلى پيامبران در مقابل مخالفان آنها در ميان امّتشان بودند . پس از مرگ پيامبران ، خاندان آنان وارثان معنوى و مادّى آنان بودند . پيامبران از خدا درخواست مىكردند كه آنان را از يارى فرزندانشان بهره‌مند سازد و لطف و مرحمت خود را شامل آنان گرداند . پيامبران بنى اسرائيل در واقع همه از آدم تا عيسى فرزندان يك خاندان بودند : « خدا آدم و نوح و خاندان ابراهيم و خاندان عمران را بر جهانيان برترى داد . فرزندانى بودند برخى از نسل برخى ديگر پديد آمده » ( آل عمران / 33 - 34 ) . قرآن بعد از نقل داستان موسى ، اسماعيل و ادريس مىافزايد : « اينان گروهى از پيامبران بودند كه خدا به آنان انعام كرده بود ، از فرزندان آدم و فرزندان آنان كه با نوح در كشتى نشانديم و فرزندان ابراهيم و اسرائيل و آنها كه هدايتشان كرديم و برگزيديمشان » ( مريم / 58 ) . شرح مفصلترى از سلسله انبيا و خاندانهاى آنان در اين آيات آمده است : « و به او [ ابراهيم ] اسحاق و يعقوب را بخشيديم و همگى را هدايت كرديم . و نوح را پيش از اين هدايت كرده بوديم و از فرزندان ابراهيم داوود و سليمان و ايوب و يوسف و موسى و هارون را هدايت كرديم و نيكوكاران را اين گونه جزا دهيم و زكريا و يحيى و عيسى و الياس كه همه از صالحان بودند و اسماعيل و اليسع و يونس و لوط كه همه را بر جهانيان برترى نهاديم . و از پدرانشان و فرزندانشان و برادرانشان بعضى را هدايت كرديم و ايشان

--> ( 1 ) طبرى ، جامع البيان فى تفسير القرآن ( قاهره 1321 / 1903 ) ج 18 ، ص 72 - 73 . مسطح ، عوف بن اثاثة بن عبّاد بن المطّلب بن عبد مناف است ( ابن حجر عسقلانى ، الاصابة فى تمييز الصحابة ، ( قاهره 1323 ، 1905 - 1325 / 1907 ) ج 6 ، ص 88 ، زبيرى ، كتاب نسب قريش به اهتمام لوى پرونسال ( قاهره 1953 ) ص 95 . او كه از اولاد مطّلب بود از خمس غنيمت خيبر و فىء سهم پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نصيبى به او مىرسيد . او را از جمله كسانى نام برده‌اند كه از سهم محمد صلّى اللّه عليه و آله در خيبر بهره‌اى به او مىرسيد . ( رك : مادلونگ ، « هاشميات كميت و تشيع هاشمى » در مطالعات اسلامى ، دورهء 70 ( 1989 ) ، 5 - 26 در ص 12 و يادداشت 30 .