ويلفرد مادلونگ ( مترجم : نمايى / قاسمى / مهدوى / ضابط )
22
جانشينى محمد ( ص ) ( فارسي )
جبران نبود خويشاوندان نسبى آنان كه در مكه بر كفر باقى مانده بودند بين مسلمانان مهاجر و مردم مدينه و ديگر مسلمانان ناآشنا پيمان « برادرى » ( مؤاخات ) بست . قرآن در اين مورد مىگويد : « آنان كه ايمان آوردهاند و مهاجرت كردهاند و با مال و جان خويش در راه خدا جهاد كردهاند و آنان كه به مهاجران جاى داده و ياريشان كردهاند ، خويشاوندان ( اولياء ) يكديگرند و آنان كه ايمان آوردهاند و مهاجرت نكردهاند خويشاوندان شما نيستند تا آنگاه كه مهاجرت كنند . ولى اگر شما را به يارى طلبيدند بايد به ياريشان برخيزيد مگر آنكه بر ضد آن گروهى باشد كه ميان شما و ايشان پيمانى بسته شده باشد . و خدا به كارهايى كه مىكنيد بيناست . كافران نيز خويشاوندان يكديگرند . اگر مراعات آن نكنيد فتنه و فسادى بزرگ در اين سرزمين پديد خواهد آمد . آنان كه ايمان آوردهاند و مهاجرت كردهاند و در راه خدا جهاد كردهاند و آنان كه جايشان دادهاند و ياريشان كردهاند . به حقيقت مؤمنانند ، آمرزش و روزى نيكو از آن آنهاست » ( انفال / 72 - 74 ) . اين آيات در جامعه اسلامى مدينه بين مهاجران مكه و انصار مدينه وحدت نظر و يكپارچگى مستحكمى ايجاد كرد . امّا آيه 75 كه به دنبال اين آيات آمده و ظاهرا بعدا به اين آيات اضافه شده مفهوم آن را به نفع خويشاوندان نسبى در صورتى كه بعد از آن تاريخ به جامعه مدينه بپيوندند تعديل كرده است : « و كسانى كه بعدا ايمان آوردهاند و مهاجرت كردهاند و همراه شما جهاد كردهاند ، از شما هستند . به حكم كتاب خدا خويشاوندان به يكديگر سزاوارترند . » جمله اخير از نظر مفسّران قرآن ، با ناديده گرفتن پيمانهايى كه قبلا با بيگانگان بسته شده بود حق ارث را مخصوصا به خويشاوندان بازمىگرداند . « 1 » خصومتهاى شخصى سبب نمىشد كه وظيفه كمك به خويشاوندان مستمند ناديده گرفته شود : « توانگران و آنان كه گشايشى در كار آنهاست ، نبايد سوگند بخورند كه به خويشاوندان ( اولى القربى ) و مسكينان و مهاجران در راه خدا چيزى ندهند . بايد ببخشند و ببخشايند . آيا نمىخواهيد كه خدا شما را بيامرزد ؟ و خداست آمرزندهء مهربان ( نور / 22 ) . بنابر نقل مفسّران اين آيه به أبو بكر و پسرخالهاش ، مسطح اشاره دارد . مسطح
--> ( 1 ) طبرى ، جامع البيان فى تفسير القرآن به اهتمام محمود محمد شاكر و احمد محمد شاكر ( قاهره 1373 ، 1388 / 1955 - 1969 ) ج 14 ، ص 89 .