ويلفرد مادلونگ ( مترجم : نمايى / قاسمى / مهدوى / ضابط )

166

جانشينى محمد ( ص ) ( فارسي )

در اعتراض به حكومت خشن سعيد بن عاص نامه‌اى به عثمان نوشتند . « 1 » شايد به همين دليل عثمان او را به دمشق تبعيد كرد . « 2 » او سپس به مصر رفت و پس از قتل عثمان از نزديكان على عليه السّلام در كوفه شد . او احتمالا در نشر روحيهء انقلابى كوفيان در مصر نقش مهمى داشت . « 3 » محمد بن أبو بكر پيش از عزيمت شورشيان به مدينه رفته بود و محمد بن ابى حذيفه هم آنان را تا عجرود همراهى كرد و سپس به فسطاط بازگشت « 4 » . شورشيان در شبى كه فرداى آن اول ذىقعده بود در ذى خشب ، در يك منزلى مدينه و در شمال اين شهر ، فرود آمدند . « 5 » بر اساس منابعى كه آغاز « محاصره » را از اين روز به حساب مىآورند ، از آن هنگام تا قتل عثمان چهل و نه روز طول كشيد . « 6 » منابع ديگر از دو محاصره يا دو « ورود ( قدمة ) » نام مىبرند كه در فاصله آن دو ، شورشيان موقتا از مدينه دور شدند . تنها در هنگام بازگشت آنان بود كه خانه عثمان در محاصره قرار گرفت . به گفته ابن عباس محاصرهء نخست ، يعنى اقامت در ذى خشب ، دوازده روز به طول انجاميد . « 7 » شورشيان پس از فرود آمدن در ذى خشب ، چند تن را به مدينه فرستادند تا اوضاع را

--> ( 1 ) همان ، ص 41 . ( 2 ) ابن منظور ، مختصر ، ج 19 ، ص 201 . ( 3 ) دربارهء عمرو بن حمق ر . ك : ابن حجر ، اصابه ، ج 4 ، ص 294 . او پس از صلح حديبيّه هجرت كرد و در سلك صحابه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله درآمد . پس از فتوحات مسلمانان ، نخست در شام و سپس در كوفه اقامت گزيد . در مصر روايتى را نقل كرد كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله گفته بود فتنه‌اى روى خواهد نمود كه در آن عاقلترين يا بهترين مردم سپاهيان غربى ( الجند الغربى ) خواهند بود و گفت كه از همين رو به مصر آمده است ( ابن عبد الحكم ، فتوح مصر ، ص 305 ) . ( 4 ) طبرى ، ج 1 ، ص 2968 . ( 5 ) خليفه ، تاريخ ، ص 168 ، در اين كتاب ، اول ذىقعده روز چهارشنبه دانسته شده كه درست نيست . ( 6 ) از اين جمله است روايت مصرى ابو الخير ( مرثد بن عبد اللّه يزنى مفتى مصر ، در گذشته به سال نود هجرى ؛ ابن حجر ، تهذيب ، ج 10 ، ص 83 ) در طبرى ، ج 1 ، ص 2999 - 3000 . ( 7 ) طبرى ، ج 1 ، ص 3088 . ولهاوزن به نادرست تصور كرده است كه مدنيان پيش از دومين ورود مصريان ، خانه عثمان را مدتى محاصره كردند و نخستين محاصره كه دوازده روز طول كشيده اشاره به همين دارد ( خلاصه‌ها و پيش‌نويسها ، ج 6 ، ص 128 - 129 ) . روايتى كه در طبرى ، ج 1 ، ص 2975 آمده ، و او آن را به عنوان شاهد نقل كرده ، نمىگويد مردمى كه در مقابل قصر تجمع كرده بودند « به هيچ‌گونه درخواستى براى متفرق شدن توجه نكردند » ، بلكه حاكى از آن است كه آنان پس از تهديد و ارعاب مروان آنجا را ترك كردند .