ويلفرد مادلونگ ( مترجم : نمايى / قاسمى / مهدوى / ضابط )

165

جانشينى محمد ( ص ) ( فارسي )

شرافت به انجام رساندند به جز دليم ( عمار ) . عبد اللّه بن سعد ماجرا را به عثمان گزارش كرد و از او اجازه خواست كه عمار را مجازات كند ، امّا عثمان درخواست او را نپذيرفت و به او دستور داد كه عمار را با تجهيزات كافى روانه مدينه كند . به گفته بلاذرى ، بنا به رواياتى ديگر ، عمار از آنجا اخراج شد ( سيّر ) و بدين لحاظ ابن ابى حذيفه توانست پيروان خود را ترغيب كند كه به مدينه عزيمت كنند . « 1 » در شوال سال سى و پنجم هجرى ، بين چهارصد تا هفتصد تن مصرى ، ظاهرا به قصد انجام عمره ، راهى مدينه شدند . « 2 » رهبرى اين گروه را چهار نفر بر عهده داشتند : عبد الرحمن بن عديس بلوى ، « 3 » كه رهبر اصلى آنان بود ، سودان ( سيدان ) بن حمران مرادى ، عمرو بن حمق خزاعى و عروة بن شييم بن نباع كنانى ليثى . « 4 » حضور عمرو بن حمق در بين رهبران مصريان شايسته توجّهى ويژه است . او يكى از قاريان كوفى بود كه

--> ( 1 ) بلاذرى ، انساب ، ج 5 ، ص 51 ؛ ابن شبّه ، تاريخ مدينه ، ص 1122 - 1123 . ( 2 ) تاريخ رجب سال سى و پنجم كه محمد بن عمر بن على ذكر كرده ( طبرى ، ج 1 ، ص 2968 ؛ كايتانى سلسله سند روايت را به اشتباه چنين دانسته : طبرى به نقل از عبد اللّه بن محمد و او به نقل از پدرش واقدى ( تاريخ اسلام ، ج 8 ، ص 147 و 152 ) و واقدى را راوى اصلى شمرده است . اما اين سلسله سند ، چنان كه ولهاوزن نيز اشاره كرده ( خلاصه‌ها و پيش‌نويسها ، ج 6 ، ص 127 ، يادداشت 3 ) ، صحيح نيست . ( 3 ) عبد الرحمن بن عديس از صحابه برجسته و از جمله كسانى بود كه در بيعت شجره در حديبيه شركت داشتند و از نخستين فاتحان مصر بود ( ابن حجر ، اصابه ، ج 4 ، ص 171 - 172 ) . گفته‌اند او پس از فتح مصر حدودى براى دار البيضاء مشخص كرد . اما برخى گفته‌اند كه دار البيضاء زمينى بود بين مسجد و خانه عمرو عاص كه مسلمانان اسبان خود را در هنگام ورود به مسجد در آن مىبستند . ديگران بنا به گفته ابن عبد الحكم ، ادعا كرده‌اند كه پيش از ديدار مروان بن حكم از فسطاط به سال شصت و پنج هجرى در هنگام خلافت خود ، محل دار البيضاء زمينى خالى بود و مسلمانان اسبان خود را در آنجا مىبستند و مروان در آن سال در آن ساختمان كرد . مروان در اين زمان گفت كه شايسته نيست خليفه در هر شهرى قصرى نداشته باشد . پس از آن دار البيضاء را در مدت دو ماه براى او ساختند ( ابن عبد الحكم ، فتوح مصر ، ص 107 ) . اما به احتمال زياد او داراييهاى دشمن ديرين خود را مصادره كرد . ( 4 ) اين چهار تن ، رهبرانى هستند كه در روايت محمد بن مسلمه ( طبرى ، ج 1 ، ص 2991 ) از آنها نام برده شده است . ابو مخنف به جاى سودان و عمرو بن حمق از ابو عمرو بن بديل بن ورقاء خزاعى و كنانة بن بشر تجيبى نام برده است . به گفته ابو مخنف ، كنانه در سال بيست و سوم نيز رهبر مصريان بود ( بلاذرى ، انساب ، ج 5 ، ص 59 ) . غالبا بشر بن كنانه را قاتل عثمان دانسته‌اند . ابو عمرو بن بديل از صحابه و فرزند يكى از صحابهء برجسته بود . گفته‌اند كه او نيز به عثمان ضربت زد ( همان ، ص 98 ) . شايد شهرت آنان به انجام اين اقدام نهايى باعث شده باشد كه گاهى در بين رهبران مصريان از آنان نام برده شود . احتمال دارد كه آنان در زمرهء گروه دومى به شورشيان پيوسته باشند .