ويلفرد مادلونگ ( مترجم : نمايى / قاسمى / مهدوى / ضابط )
107
جانشينى محمد ( ص ) ( فارسي )
سرزمينهاى فتح شده تعميم داده شد . اعراب قبيله تغلب در شمال بين النهرين ، با آنكه بر دين مسيحى خود باقى مانده بودند ، در سپاه مسلمانان شركت داده شدند و براى آنان وضعيّت مالياتى خاصى در نظر گرفته شد كه بر اساس آن دو برابر عشرى كه مسلمانان به نام زكات مىپرداختند ماليات مىدادند ، امّا از پرداخت جزيه و خراج ، كه براى ديگر رعاياى غير مسلمان در نظر گرفته شده بود ، معاف بودند . « 1 » بدون شك ، عمر اميدوار بود كه آنان پس از اندك مدتى اسلام بياورند . هنگامى كه قبيله عرب و مسيحى اياد به سرزمين روم شرقى پناهنده شد ، عمر به امپراتور روم نوشت : « شنيدهام كه يكى از قبايل عرب ديار ما را رها كرده و به سوى ديار تو آمده . به خدا ، آنها را بيرون كن و گرنه همه نصارى را سوى ديار تو مىرانيم » . و شاه روم آنها را برون كرد ، چهار هزار كس از آنها با ابو عدى بن زياد بازآمدند . « 2 » آشكار است كه خليفه تمام اعراب مسلمان يا مسيحى را رعاياى اصلى خود مىدانست . بر خلاف سرزمينهاى فتح شده ، سعى بر آن بود كه [ جمعيت ] عربستان تا حد امكان فقط مركب از مسلمان و عرب باشد . جوامع نسبتا بزرگ مسيحى و يهودى نجران و خيبر را عمر بىدرنگ به سرزمينهاى فتح شده كوچ داد . « 3 » عموما به غير مسلمانان اجازه سكونت در حجاز يا اقامت بيش از سه روز در آنجا داده نمىشد . « 4 » عمر همچنين تمايل داشت كه بيشتر مسلمانان غير عرب را از عربستان ، و بويژه مدينه ، دور نگه دارد . آوردن اسيران به پايتخت براى همگان محدوديّتهايى داشت . « 5 » اين
--> ( 1 ) تاريخ اسلام ، ج 4 ، ص 226 - 232 . ( 2 ) طبرى ، ج 1 ، ص 2508 - 2509 ؛ تاريخ اسلام ، ج 4 ، ص 58 . ( 3 ) كايتانى كوشيده است تا صحابه نخستين را در هر دو مورد اين اخراجها مقصر بداند و به گفته او ، آنان كه در اين كار منافعى اقتصادى داشتند عمر را به اين كار واداشتند ( تاريخ اسلام ، ج 4 ، ص 350 - 360 ) . « او براى كاهش مخالفت و دشمنى خاموش اين دسيسهچينان قدرتمند گاهى اوقات خود را مجبور مىديد كارهاى اشتباهى انجام دهد كه از جمله غمانگيزترين و شرمآورترين آنها اخراج يهوديان خيبر بود » ( همان ، ج 4 ، ص 253 ) . اما كايتانى مجبور بود بپذيرد كه اين اقدامات كاملا با اهداف سياسى « انحصارطلبانه » عمر سازگارى داشت ( همان ، ج 4 ، 353 - 354 ؛ ج 5 ، ص 506 ) . ( 4 ) ماوردى ، احكام ، 291 ؛ تاريخ اسلام ، ج 5 ، ص 506 . ( 5 ) تاريخ اسلام ، ج 5 ، ص 57 ، 103 . به گفته زهرى ، عمر اجازه نمىداد كه هيچ غير عربى ( عجم ) به مدينه وارد شود . بنابراين ، مغيرة بن شعبه مجبور شد براى زيستن و كار كردن غلام ايرانى خود ، ابو لؤلؤة ، در شهر مجوز مخصوص بگيرد ( عبد الرزاق ، مصنف ، ج 5 ، ص 494 ) . روايت زهرى از داستان ابو لؤلؤة و قتل عمر منبع