ويلفرد مادلونگ ( مترجم : نمايى / قاسمى / مهدوى / ضابط )

89

جانشينى محمد ( ص ) ( فارسي )

كه بلافاصله اسراى جنگهاى ردّه را آزاد سازند و ممنوعيّت پيوستن شركت‌كنندگان در جنگهاى ردّه را به سپاهيان فاتح اسلام لغو كرد . « 1 » در درازمدت ، تلاشهاى عمر براى محدود كردن قدرت اشراف مكّه به نفع صحابه نخستين فقط تا اندازه‌اى موفق بود . خالد بن وليد اهميّت خود را در شام از دست داد و اجازه بازگشت به عراق را نيز نداشت . در آنجا عمر نخست ابو عبيد بن مسعود ثقفى را به سالارى كل سپاه گماشت . وى كسى بود كه نمىتوانست فكر ايجاد قدرتى فردى را در مناطقى كه فتح مىكرد در سر بپروراند . يك سال پس از كشته شدن ابو عبيد در جنگ ، خليفه كه حمله گسترده‌اى را به عراق تدارك مىديد سعد بن ابى وقاص ، از نخستين صحابه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در مكه ، را به فرماندهى گماشت . نخست فرماندهى سعد بن وقاص جنگ حسّاس قادسيه به پيروزى رسيد و سرزمين بين النهرين كاملا به تصرف درآمد ، شهر كوفه بنيان نهاده شد و ايران مورد هجوم واقع گرديد . شش سال بعد كه سعد به مدينه فراخوانده شد ، حاكميّت اسلام در عراق كاملا تثبيت شده بود . ديگر واليان عمر در كوفه ، بصره و بحرين و فرماندهان فتح ايران غالبا از طبقات نسبتا پايين و غير قريشى بودند ، همچون عتبة بن غزوان قيس عيلانى ، از صحابه نخستين و حليف بنى نوفل از طواريف قريش ، مغيرة بن شعبه ثقفى ، عثمان بن ابى عاص و برادرش حكم ، ابو موسى اشعرى يمنى ، عمار بن ياسر ، پسر يكى از موالى ابو حذيفهء مخزومى و نعمان بن عمرو بن مقرّن مزنى . افرادى از اشرافيّت قريش كه در زمان أبو بكر در فرماندهى سپاه اسلام نقشهاى برجسته‌اى داشتند ، در زمان عمر از صحنه غايب بودند . عمر در شام ، ابو عبيدة بن جرّاح از صحابه نخستين را به سالارى كلّ سپاه برگزيد . هدف عمدهء او از اين كار كاهش قدرت خالد بن وليد و در ضمن نظارت بر كار سفيانيان بود . پس از آن كه ابو عبيده در حمص ، محل اقامت خود ، در طاعون سال هجدهم درگذشت ، خليفه يزيد بن ابو سفيان را ، كه از سال شانزده هجرى به نمايندگى ابو عبيده بر دمشق حكم مىراند ، به حكومت دمشق ، اردن و فلسطين و عياض بن غنم را به ولايت حمص ، قنّسرين و نواحى علياى بين النهرين ( جزيره ) گماشت . « 2 » اندكى بعد يزيد نيز به

--> ( 1 ) تاريخ اسلام ، ج 3 ، ص 131 - 133 . ( 2 ) به گفته زهرى ، ابو عبيده خالد بن وليد و پسر دايى خود عياض بن غنم را به جانشينى خود برگزيده بود ، اما