سيد حسين محمد جعفري ( مترجم : سيد محمد تقى آيت اللهى )

95

تشيع در مسير تاريخ ( فارسي )

بنى هاشم را كه اكنون قدرت جديد منبعث از محمد ( ص ) ، يكى از هاشميان بوسيله يكى از امويان گرفته ميشد تصور كرد . سخنانى كه گفته شد و كلمات تندى كه بدنبال اعلام خلافت عثمان توسط عبد الرحمن ، بين حاميان على ( ع ) و عثمان رد و بدل گرديد ، نه تنها طرفدارى از اين و آن را نشان مىدهد بلكه نگرشهاى فكرى و اختلافات اساسى در طرز روش آنها را پديدار مىسازد . ابن ابى سرح ، مرد بدنام خاندان اميّه كه زمانى پيامبر او را به مرگ محكوم كرد ( 46 ) با شوق زياد به حمايت از عثمان ، كه برادر رضاعيش بود ، سخن گفت و به عبد الرّحمن يادآور شد كه : « اگر مىخواهى در ميان قريش شكافى ايجاد نشود ، عثمان را به خلافت منصوب كن . » در اين مورد عمّار بن ياسر حامى غيرتمند و پرشور على ( ع ) ابن ابى سرح را سرزنش كرد و به اعمال ضد اسلامى او در گذشته اشاره نمود و با لحنى ملامت‌آميز گفت : « از چه موقع مشاور مسلمانان شده‌اى ؟ » ( 47 ) ميان بنى هاشم و بنى اميّه حرفهاى داغ و تند رد و بدل شد . در اينجا اين جملهء عمّار قابل ذكر است كه مىگويد : « اى مردم ، خداوند ما را بوجود پيامبرش مفتخر ساخت و با دينش ما را ممتاز گردانيد ولى شما از خاندان پيامبرتان ( اهل البيت ) روى مىگردانيد . » در جواب اين سخن ، شخصى از قبيله مخزوم كه با بنى هاشم رقابت ممتد داشت متقابلا بدين گونه پاسخ گفت كه : « اين موضوعى است كه بايد در ميان خود قريش [ عمّار از عربستان جنوبى بود ] حل و فصل شود . تو كيستى كه در امور ما دخالت مىكنى ؟ » ( 48 ) اعتراض مقداد به طرفدارى از على ( ع ) حتى از عمّار هم قوىتر بود . او گفت : « خيلى سخت است كه ببينيم مردم چگونه دارند به اعضاى خاندان ( اهل البيت ) پيامبرشان پس از حضرتش احترام مىكنند ! واقعا وحشت‌انگيز است كه ببينيم قريش از بهترين شخص ميان خود دست كشيده و مىگذرند . » پس از آن شخصى از مقداد پرسيد : « اهل البيت چه كسانى هستند و مرد شايسته بين آنان كيست ؟ » مقداد پاسخ داد : « اهل البيت يعنى پسران عبد المطلب و مرد مورد نظر على بن أبي طالب ( ع ) است . » ( 49 )