سيد حسين محمد جعفري ( مترجم : سيد محمد تقى آيت اللهى )
94
تشيع در مسير تاريخ ( فارسي )
( يا رقيب شخصى او عثمان ) از بسيارى از جهات از او خيلى پائينتر بودند . با وجود اين ، اين عمل با ورود على ( ع ) در شوراى انتصابى عمر كه هيچگونه احتمال دستيابى به اكثريت مطلق از طرفدارى برايش وجود نداشت و پيشنهاد خلافت به او با شرايطى كه به هيچ وجه برايش قابل پذيرش نبود ، همراه بود . عثمان مردى ضعيف النفس بود و صرفنظر از ملاحظات و روابط خانوادگى و دوستى شخصى به احتمال زياد اين ضعف يكى از دلائلى بود كه عبد الرحمن از او حمايت نمود و بدين وسيله مىتوانست بر او اعتماد كند و در ضمن در خدمت منافع او كه عبارت از اريستوكراسى و ثروت قريش بودند باشد . على ( ع ) كه به طبقه فقير و زهاد وابسته بود با اين منافع كمترين وجه مشتركى نداشت و از آن حضرت نقل مىشود كه بكرات آسايش دنيوى را نكوهش كرده و مىفرمود : « اى زر و سيم ، برويد شخص ديگرى را غير از من بفريبيد . » ( 44 ) در جهت مخالف اين نگرش ، عبد الرحمن و ديگر اعضاء شورا ، مردان ثروت و كاميابى بودند و اكنون با غلبه بر امپراطورىهاى بيزانس و فارس ، آزمندانه در جستجوى فرصتهاى عظيم جديدى كه در مقابل آنها بازشده بود مىگشتند . خلافت عثمان چنين فرصتى را براى آنان بوجود آورد و در فاصله چند سال سرمايههاى عظيمى را گردآورى كرده و ثروتمندترين مردم جامعه شدند . خود عثمان هم در هنگام مرگ صد هزار دينار ، يك ميليون درهم ، و اموال غير منقولى كه بالغ بر صد هزار دينار مىشد علاوه بر گلههايى از اسب و شتر بجاى گذاشت . به همين نحو ، ثروتهاى عبد الرحمن ، زبير ، طلحه و سعد بن ابى وقاص هم بر ميليونها بالغ مىگرديد . ( 45 ) از اينرو صرفنظر از سياست گروهى و اطاعت حزبى ، كاملا طبيعى بود كه چنين اشخاصى ، شخصى را برگزينند كه نمايندگى و مظهرى از طبقه خودشان را داشته باشد . انتخاب عثمان با اعتراض شديدى از جانب على ( ع ) و مخالفت از سوى پيروان قديمى و غيرتمند و با حرارت او روبرو نشد . با در نظر گرفتن نزاع طولانى بين بنى هاشم و بنى اميه كه به زمان هاشم بن عبد مناف و برادرش عبد الشمس بر روى رهبرى سياسى و مذهبى قريش برمىگردد ، به خوبى مىتوان احساسات