سيد حسين محمد جعفري ( مترجم : سيد محمد تقى آيت اللهى )
93
تشيع در مسير تاريخ ( فارسي )
كرد ، با وجودى كه دوستانش آن حضرت را نصيحت كردند كه ابتدا قدرت خود را در مركز استحكام بخشد . ( 40 ) همچنانكه در فوق بحث شد ، حتى در دورهء ركود عمومى نكات مخالفت شديدى بين او و ابو بكر و عمر وجود داشتند . او كلا درباره مسئلهء ديوان با عمر مخالفت ورزيد و به او توصيه نمود تا تمام ثروت را توزيع كرده و چيزى را ذخيره نكند ، سياستى كه عمر آن را نپذيرفت . ( 41 ) چون اين نظر با بسيارى از مسائل ادارى و مالى درگير مىشد چنين مخالفتى را نمىتوان فاقد اهميّت دانست و اين در واقع يكى از چندين موارد عمدهء نزاعى است كه مآخذ مختلف بدان اشاره مىكنند . نصر بن مزاحم المنقرى ( متوقى 212 / 827 ) ، يكى از نويسندگان بسيار مهم و معتبر قديم مكاتبات آشكار بين على ( ع ) و معاويه را ضبط مىكند ، معاويه در نامهاى به على ( ع ) علاوه بر متهم ساختن او به مسئوليت شركت در قتل عثمان كه اصل نامه و مطلب عمده آن را تشكيل مىدهد ، تهمتهاى نارواى ديگرى را عليه آن حضرت روا مىدارد . يكى از آنها اين است كه على ( ع ) كوشش كرد عليه ابو بكر طغيان كند و بيعت او را به تاخير انداخت ، با شيخين در دوران خلافتشان همكارى نكرد و پيوسته با آنان مخالفت مىورزيد . ( 42 ) على ( ع ) در پاسخ ، درحالىكه همهء اتهامات ديگر را به عنوان دروغ مردود مىشمارد تأخير در شناسايى ابو بكر و خشم و رنجش خود را نسبت به او ، بدين خاطر مىداند كه وى خود را بر اساس همان دلائلى كه ابو بكر در مقابل انصار اقامه كرد داراى كفايت و شايستگى بيشترى به رهبرى جامعه مىدانست . بدين معنى كه اگر قريش دعاوى بهترى در مقابل انصار بخاطر قرابت با پيامبر داشته باشند . بنابراين بنى هاشم قويترين حقوق را بخاطر نزديكترين رابطهء خويشاوندى با پيغمبر دارا مىباشند . ( 43 ) عبد الرحمن ، اين اختلافات را به خوبى مىدانست و در عين حال از طبيعت مستقل و سازشناپذير على ( ع ) نيز آگاه بود . ولى اين بار ، با مرگ شخصيتهايى متنفذ چون ابو بكر ، عمر و ابو عبيده الجراح ، به سادگى و بدون عواقب شديد ، امكان كنار گذاشتن على ( ع ) وجود نداشت . زيرا رقباى ممكن او