سيد حسين محمد جعفري ( مترجم : سيد محمد تقى آيت اللهى )
90
تشيع در مسير تاريخ ( فارسي )
گردد مگر اينكه او را به گونهاى تحت فشار و اجبار قرار دهند . عمر با وجودى كه از جاهطلبى فوق العاده طلحه و زبير آگاه بود ولى اين نكته را درك مىكرد كه على و عثمان در ميان همهء اعضاى ديگر شورا وزنههاى سنگينترى هستند و اين دو واقعا تنها كسانى بودند كه حمايت لازم را براى ترقّى خويش به عنوان نامزدهاى مهم داشتند و هر يك به ترتيب از طرف طايفه خود ، بنى هاشم و بنى اميه جانبدارى مىشدند . به نظر مىرسد كه براى عمر اين موضوع مشخص بوده است كه احتمال موفقيت على ( ع ) در حال حاضر ، بخاطر زمينههايى كه در فصل اول بحث شدهاند ، از عثمان بيشتر بوده است . براى عمر ديگر امكان نداشت كه از دعاوى على ( ع ) چشم بپوشد و اگر وى آن حضرت را مجبور به احراز عضويّت در شورا نمىكرد دست پسر عمّ پيامبر و كانديداى بنى هاشم را به منظور تلاش براى مقام بازگذاشته بود . ( 30 ) عمر با اعطاى رياست كميته و قدرت تصميم نهايى به عبد الرحمن بن عوف به نحو مؤثرى شانس على ( ع ) را مسدود ساخت و تلويحا انتصاب عثمان را تضمين كرد . اين مطلب آنچنان اصل مسلمى است كه اكثر مآخذ آن را با كلمات شخص على ( ع ) ثبت مىكنند . على با تعرض و نكوهش مىفرمايد : « به خدا سوگند ، امر خلافت ديگر بار از ما گرفته شد . زيرا قدرت نهايى در دستهاى عبد الرحمن قرار داشت كه دوست قديمى و داماد عثمان است و سعد بن ابى وقاص ، بنى عم عبد الرحمن از بنو زهره است ، طبيعى كه اين سه از يكديگر جانبدارى خواهند كرد ، و حتى اگر راى زبير و طلحه نيز براى من باشد ، سودى نخواهد بخشيد . » ( 31 ) بدين ترتيب ، عمر ، به دعاوى برترى بنى هاشم ، با ارائه قدرت دوباره به رقباى قديمى آنان ، جهش آخرين را نمود . طايفه بنى اميه از سوى خود اين واقعه را فرصت طلايى ديد و ابو سفيان دسترسى عثمان به حكومت را بازگشت تمام قبيله به موقعيت قدرت پنداشت كه به هر قيمتى مىبايست آن را حفظ كرد . ( 32 ) عباس بن عبد المطلب ، عموى پيامبر و رئيس بنى هاشم به على ( ع ) هشدار