سيد حسين محمد جعفري ( مترجم : سيد محمد تقى آيت اللهى )
89
تشيع در مسير تاريخ ( فارسي )
كه خبر ابن اسحاق ، بنحو قابل توجّهى ، با آنها يكسان است . اين مطلب خبر مورّخين ما را تأييد مىكند . علاوه بر اين شاهد تاريخى منقق القول ، شرايط زمان و ديگر عوامل هدايتگر ، دقّت اين خبر را تصديق مىكنند . وقتى كه ويژگى بارز شخصيت خشونت بار عمر و سياستهاى قاطعانهاى را كه از حكومت او توصيف مىشود با ماهيّت مقرراتى كه وى بر اعضاى شوراى انتصابى در چنين لحظات بحرانى تحميل كرد ، بررسى كنيم ، متوجّه اين نكته خواهيم شد كه اين دو عامل با يكديگر مطابقت مىكنند . علاوه بر اين مطلبى كه همهء مورّخان شرايط آن را ذكر مىكنند ، اين حقيقت را روشن مىكند كه از طرفى ، عمر مطمئن بود كه تنها يكى از اين شش نفر اصحاب مىتوانند خليفهء بعدى شوند ، ولى از طرف ديگر وى ايمان داشت كه آنان به منظور فرصتيابى براى دسترسى به رهبرى با يكديگر مخالفت مىورزند . بنابراين ، وى از اختلاف عقيدهء بحرانى در ميان نامزدهاى ممكن و نتايج فاجعهانگيزى كه اين امر براى جامعهء جوان در بر مىداشت بيمناك بود . اين مطلب بوضوح از خبرى كه عمر اعضاء شورا را فرا خواند و به آنان گفت : « من در اطراف و اكناف نگريستم و شما را رهبران مردم يافتم و خلافت جز با يكى از شما نتواند رفت ، ولى من از نفاقى كه در ميان شما برخيزد مىترسم و [ بخاطر اين نفاق ] مردم نيز در ميان خود تكهتكه خواهند شد . » ( 29 ) آشكار مىگردد . با چنين انگيزهاى ، وى ، محدوديتهاى سختى را بجاى گذاشت و لازم دانست تا جامعه را از اثرات شقاق و جدايى فاجعهانگيز حفظ كند . از اينرو ، اين مطالب ، دو مقصد عمده را كه به نظر مىرسد در ذهن خليفه محتضر ( عمر ) بوده باشد ، به همراه داشته است و او بايد بر اين دو عامل به منظور تثبيت بهترين منافع جامعه انديشيده باشد . از طرفى ، اين مقياسها جامعهء جوان را و لو براى مدت كوتاهى از نفاق جدّى سالم نگه مىداشت و از سوى ديگر با اين ترتيبات خيلى دقيق ، عمر ، وظيفه دور داشتن خلافت را از بنى هاشم تمام مىكرد ، كوششى كه وى بلافاصله بعد از رحلت پيامبر خدا تقبّل كرده بود . عمر با آگاهى كامل از حقوق على ( ع ) و يادآورى اين نكته كه او حتى ابو بكر را براى مدت شش ماه به رسميّت نشناخت ، مىدانست كه على هرگز توافق نخواهد كرد كه حقوقش موضوع جرّ و بحث شوراى خود نهادى انتخابى