سيد حسين محمد جعفري ( مترجم : سيد محمد تقى آيت اللهى )

87

تشيع در مسير تاريخ ( فارسي )

و عمر در فتح سرزمينهاى بيگانه ، آگاهانه يا ناآگاهانه ، به آرامش دشمنىها و تشنجات داخلى انجاميد ، بطور كلّى ، خلافت عمر ، چون سلفش ابو بكر ، دوره‌اى را در تاريخ مشخص مىكند كه در آن ايده‌آلهاى اسلامى ، سادگى ، عدالت ، مساوات ، فداكارى در راه هدف ، تعصّب در راه عقيده و تعادل اقتصادى - اجتماعى بر طبق درك آنها از اين موضوع به خوبى ارائه مىشد . به هرحال ، پس از ده سال موفقيّت در حكمرانى و فرمانروايى ، خليفه مقتدر با خنجر غلام پارسى از پاى درآمد و در 26 ذى الحجّه سال 23 هجرى ( 3 نوامبر 644 ميلادى ) ، درگذشت . بر خلاف ابو بكر ، عمر در دوران طولانى خلافتش به هيچ روى نتوانست اعتماد و اطمينان خود را به هيچ شخصى گسترش داده و بموجب آن نامزدى او را به عنوان خليفهء بعدى توجيه كند . ( 23 ) در عين حال وى انتخاب را به شش نفر از اصحاب ، از مهاجرين اوليه ، محدود ساخت ، و آنها مىبايست كسى را از ميان خود به عنوان خليفه برگزينند . اعضاى اين كميته ، كه بعدها فقها و اسلام‌شناسان آن را شورا ناميدند عبارت بودند از « عثمان ، عبد الرحمن بن عوف ، سعد بن ابى وقاص ، على بن أبي طالب ، زبير و طلحه » و عبد الله فرزند عمر ، فقط نقش مشاور را در اين شورا ايفا مىنمود و كانديدا نبود . ( 24 ) دو عامل برجسته را در اينجا بايد ملاحظه كرد : اول اينكه جامعهء مدينه بطور كلّى هيچ‌گونه نقشى در انتخاب رهبر جديد نداشت . زيرا نامزدى و قدرت تصميم‌گيرى به شش نفر كه توسط خليفه نامزد شده بودند محدود مىشد و از اينرو اصل دموكراسى يا انتخاب رهبر بوسيله مردم را در اينجا نمىتوان اعمال كرد . دوم و مهمتر اين حقيقت است كه انصار مدينه از هرگونه ابراز عقيده در امر رهبرى كاملا كنار گذاشته شدند . شايد اين روش بخاطر طرفدارى و همراهى آنان با على ( ع ) كه در سقيفه تجلى كرد و يا بخاطر علاقه‌اى كه عمر به محو امكان نامزدى يكى از انصار داشت اتخاذ گرديد . به هرحال اين امر جهشى جدى را در نفوذ سياسى انصار محقق كرد ، چيزى كه هرگز قادر به جبران آن نبودند . در اينجا هدف ما اين نيست كه به تفصيل جزئيات حوادث شورا را بيان داريم بلكه به يادآورى آنچه در ارتباط مستقيم با تكوين تشيّع دارد مىپردازيم .