سيد حسين محمد جعفري ( مترجم : سيد محمد تقى آيت اللهى )
337
تشيع در مسير تاريخ ( فارسي )
غلات را نپذيرند . دومين اصل اساسى كه در آئين امامت وجود دارد و امام ششم آن را مطرح كرد و بر آن تأكيد نمود . علم است . اين اصل بدان معنى است كه هر امامى داراى مجموعهء علوم لدنى مذهب است و تنها مىتواند قبل از رحلتش آن را به امام بعد از خود منتقل كند . در اين راه ، امام زمان تنها منبع انحصارى قدرت علمى در امور مذهبى مىشود و ازينرو هيچ كس بدون هدايت او نمىتواند در راه راست گام بردارد . ( 7 ) علم مخصوص امام ، شامل معانى ظاهرى و باطنى قرآن مىشود . ( 8 ) مداقّهء نزديك بر روى احاديثى كه از امام باقر ( ع ) و اغلب از امام صادق ( ع ) درباره موضوع امامت روايت مىشود نشان مىدهد كه اينان بر محور اين دو اصل - نص و علم - استدلال مىكنند . اصولى كه نه تنها با هم قرين و پيوستهاند ، بلكه كاملا به وحدت مرئى رهبرى مذهبى آميخته است به طورى كه امكان تفكيك يكى از ديگرى ابدا وجود ندارد . از اينرو ، نص به معنى انتقال علم لدنى است كه به طور انحصارى و مشروع به امامان خاص الهى از خاندان پيامبر ( ص ) و از نسل على ( ع ) اختصاص دارد و تنها از امام به جانشين و وصى او از خاندان برگزيده محمد ( ص ) مىرسد . بدين جهت ، از نظر پيروان امام ششم ، وى نه تنها امامى از خاندان علوى بود ، بلكه فرد معينى از اعقاب پيامبر بود كه از طرف پدرش ( امام پنجم ) به امامت تعيين و معرفى شده بود . بنابراين از نظر فطرى و ارثى داراى قدرت هدايت مؤمنان در همهء مسائل مذهبى بود . همچنان كه در احاديث امام باقر ( ع ) و امام صادق ( ع ) ، اكنون ملاحظه مىكنيم ، تأكيد بر جنبهء « علم مخصوص امام » ، نتيجه طبيعى و پاسخ ضرورى به اوضاع و تمايلات و رغبتهاى زمان بود . اين دوره زمانى بود كه جستجو و كاوش وسيع براى درك احاديث وجود داشت و تلاش بسيار مىشد تا نظامهاى كلى زندگى پرهيزكارانه را در اسلام بازسازى كنند . اين كوششها در تبيين و تدوين نظام كامل قانون شريعت انجام مىگرفت . در اين دوره مالك بن انس و ابو حنيفه ، امامان فقه اهل تسنن ، مشغول تدوين نظام احكام دينى در مراكز خود ، به ترتيب در مدينه و كوفه بودند . جعفر