سيد حسين محمد جعفري ( مترجم : سيد محمد تقى آيت اللهى )
338
تشيع در مسير تاريخ ( فارسي )
صادق ( ع ) فرزند وارستهء نسل پيامبر كه به خاطر دانش و فضيلت بىكران خاندانش در مسائل مذهبى شهرت داشت ، مسلما و به طور كلى در جامعه به عنوان امام فقه مورد توجه بود و مشغول تدوين جزئيات عملى يك مكتب فقهى بود كه هر فرد متّقى و پرهيزگار بر اساس آن بتواند حالات مختلف وجدان و لحظات گوناگون زندگى خود را تطبيق و حل كند . بنابراين ، نام او تا حدّى در ميان احاديث اهل تسنّن مشهود است و حتّى چنان كه قبلا هم خاطرنشان شد ، ابو حنيفه شاگرد او بوده است . ولى ، بر خلاف مالك و ابو حنيفه در ميان سنّيان ، از نظر پيروان خاندان پيامبر ، امام صادق ( ع ) ، به خاطر موقعيّتش به عنوان امام به نص ، قدرت منحصر به فرد را در اين موضوعات داشت . بدين معنى كه از نظر شيعيان ، كلام او تصميم نهايى دربارهء اين موضوعات بود درحالىكه ديگران آن طورى كه پذيرفته شدند ، بيشتر از پيروانشان مسئوليت قانونى در بيان اصول مذهبى نداشتند . ( 9 ) « شايد اين ادعا در ابتدا كمتر به علم او كه ( از پدرش ) داشت مربوط بشود تا استفادهء آمرانه و مقتدرانهاى كه مىتوانست از آن علم بكند . به عبارت ديگر توانايى ارثى كه بتواند بر روى موارد مختلف تصميم بگيرد . هر نوع سلطه لزوما بايد از قدرتى برخوردار باشد تا بتواند تصميمات نهايى را در هر امر قانونى اتخاذ كند . از اين رو ، اين ادعاى امام كه سلطه عينا در توانايى اوست به هر حال مستلزم ادعاى قدرت نهايى در قانون و در اين مورد ، در برگيرنده موضوعات مذهبى است . چنين ادعايى ، به هر تقدير در مورد كسى صدق مىيابد كه علم خارق العادهاى در اذهان بسيارى از مردم دارد . ولى در امام كه اقتدارش در واقع سلطه نيست ، علم او در سطح نظرى مىماند . آن بصيرت و بينايى ، آن علمى كه بايد تصميمات او را هدايت كند ، قداست ويژهاى را به خود مىگيرد و هديهء منحصر به فردى مىشود كه از امامى به امام ديگر به ارث مىرسد . بر طبق آن ، امام به عنوان منبع قدرت انحصارى علم چگونگى هدايت زندگى پرهيزكارانه ، وظيفهء مهمّ همه جانبهاى دارد اعمّ از اينكه حاكم باشد و يا نباشد . ( 10 ) از اينرو ، با توجه به فلسفهء امامت كه بر اساس نص و علم قرار دارد و امام صادق ( ع ) آن را شرح داد ، ديگر نبايد فهم اين مطلب مشكل باشد كه چرا او مطلقا در هيچ يك از جنگهاى قدرت كه در طول حياتش روى داد شركت نكرد و