سيد حسين محمد جعفري ( مترجم : سيد محمد تقى آيت اللهى )

326

تشيع در مسير تاريخ ( فارسي )

با وجود اين ، از پشتيبانى اهل الحديث ( از مرجئه و ديگران ) از قيامهاى النفس الزكيه و برادرش ابراهيم ، كه بعد از اين مكاتبه صورت گرفت ، معلوم مىشود كه آنان به هيچ وجه تحت تأثير استدلالات منصور براى مشروعيّت خلافت ابن عباس قرار نگرفته بودند و نظر خود را دالّ بر اينكه ، اين دو تنها نامزدهاى عادل امامت علوى هستند ادامه دادند . قبلا خاطرنشان كرديم كه مالك بن انس ، هنگامى كه النفس الزكيه به طغيان برخاست ، اعلام كرد كه بيعت ساكنين مدينه به عباسيان ، كه با زور و اكراه و اجبار صورت گرفته بود ، حرام است . ( 104 ) ابو حنيفه ، سفيان الثورى ، الاعمش و ديگر فقهاى كوفه و اهل الحديث ، پشتيبانى مؤكد و تشويق خود را نسبت به علاقه‌مندان به شركت در اين قيام اعلام كردند . ( 105 ) منصور پس از فتح مجدد مدينه و سركوبى قيام ابراهيم ، دستور داد تا مالك بن انس را تازيانه زنند و ابو حنيفه را به عنوان يكى از دشمنان خطرناك خود تلقى كرد بطورى كه او را تا آخر عمر در زندان نگه داشتند . ( 106 ) به جز اين چند شخصيت نيرومند و تا حدى سازش‌ناپذير ، كه فعالانه عليه او اعتراض كردند و شديدا تنبيه شدند ، منصور حمله‌اى به محدّثين نكرد . برعكس ، وى آنها را به عنوان عنصر اساسى كه بتواند بنياد حكومت خودكامه خود را بر پايه توجيه شرعى آنان مستقر سازد ، نگريست . حكومتى كه زعامت آن با خليفه اللّه ( جانشين خدا ) است و اطاعت از او يك واجب شرعى و فرض مذهبى است . ( 107 ) از اينرو ، براى مثال ، هنگامى كه منصور در يكى از خطبه‌هايش گفت : « تنها من قدرت خداوند بر روى زمين هستم . » ( 108 ) خود را تنها به عنوان مدافع دين و يا حافظ اسلام معرفى نمىكرد . او منافع خود را معادل با ايمان به اسلام و اراده خداوند را مترادف با اهداف خويش مىدانست . با وجود اين ، به تدريج ، به خاطر اين حقيقت كه هيچ يك از اعضاء مقتدر خاندان على ( ع ) حاضر به رهبرى قيام عليه عباسيان نبود و يا به خاطر سياست موفقيّت‌آميز زور و اجبار منصور ، اكثر اهل الحديث و فقهاى مدينه و كوفه با خلافت او از در سازش در آمدند . و سرانجام ، با ميل و يا اكراه ، اهداف على ( ع ) را رها كرده و مطيعانه تحت انقياد منصور در آمدند .