سيد حسين محمد جعفري ( مترجم : سيد محمد تقى آيت اللهى )
327
تشيع در مسير تاريخ ( فارسي )
اكنون ، با توجّه به اين مجموعه از حوادث و رويدادهاى مذهبى و سياسى ، شكوفايى امامت حقّه نسل حسين ( ع ) را تحت رهبرى امام جعفر صادق ( ع ) و نقشى را كه او در اين ميان ايفا كرد بهتر مىتوان بررسى نمود . با تحليلى كه در بالا داشتيم يك نكته اساسى و عمده مشخص مىشود و آن اين كه تمام مدعيان خلافت از خاندان على ( ع ) ، بر اين اصل احقاق حقّ مىكردند كه به خاطر تقوا و پرهيزگارى و شايستگى و شرايط و محيط ولادتشان امامان عادل هستند و اينكه امامت و خلافت تفكيكناپذيرند . بنابراين ، اعادهء خلافت از غاصبين ، اعم از عباسى يا اموى ، حق انحصارى و مشروع و به علاوه وظيفه مذهبى آنان است . به عبارت ديگر ، وظيفه امام عادل را اجراى امور سياسى و ادارى نيز مىدانستند و اين به معنى آن است كه يك امام بايد خليفه هم باشد . اين اصل را نمايندگان جامعه مسلمين - معتزله ، مرجئه ، اهل الحديث و فقهاى مدينه و كوفه - نيز پذيرفتند و همين مطلب از پشتيبانى بىدريغ آنها از مدعيان علوى و قيامهاى آنها آشكار است . از طرف ديگر ، عبّاسيان نيز ، همين نظريه را كه خلافت و امامت از هم تفكيكناپذير است تائيد مىكردند و تنها امام عادل را براى فرماندهى و اداره مملكت شايسته مىدانستند . ولى در عين حال ، حقوق خاندان على ( ع ) را بر احراز اين مقام ناديده گرفته و رد مىكردند و خود را تنها امامان و خلفاى مشروع و حقّه قلمداد مىنمودند . سرانجام ، با وجود اين ، منصور در سركوبى علويان و دستيابى به حمايت نمايندگان جماعت مسلمين توفيق يافت . اين رويداد به معنى شكست و سقوط كامل حقوق علويان به امامت بود . زيرا همچنان كه آنان معتقد بودند ، امامت با خلافت پيوسته بود و آنان در كسب اين مقام براى خود ناكام شده بودند . در عين حال ، اين اوضاع بحرانى ، نيازمند تفسير و شرح تازهاى از مفهوم امامت است . در اين مرحله ، امام جعفر صادق ( ع ) با ارائهء تفسير جامعى از وظيفه امامت ، ظاهر گشت . او طبقهبندى متفاوتى با ديدگاه حاكم آن زمان كه امام در عين حال بايد خليفه هم باشد ، عرضه كرد و پيشنهاد