سيد حسين محمد جعفري ( مترجم : سيد محمد تقى آيت اللهى )

324

تشيع در مسير تاريخ ( فارسي )

( نسبى ) هستم مادرم فارسى نبوده و از ناحيه مادرى برده‌زاده نيستم . . . ( 98 ) من دو بار از صلب پيامبر نسب مىبرم . . . در بين اجداد پدريم ، اكثريّتى اهل بهشت و اقليتى اهل دوزخند بنابراين من پسر بهترين مردم با فضيلت هستم . و اما درباره عفو عمومى كه به من اعطا كرده‌اى آيا مىتوانم بپرسم چه نوع عفو عمومى است ؟ آيا مانند همان است كه ابن هبيره يا عموميت ، عبد اللّه بن على و يا به ابو مسلم داده‌اى ؟ » ( 99 ) از اين نامه روشن مىشود كه اولا النفس الزكيه بر اساس اينكه جدش على ابن أبي طالب ( ع ) وصى و امام بود ، احقاق حقّ مىكند و سپس اين حقيقت را با تكيّه بر محيط ولادت او ، و نسب او از جانب پدرى و مادرى ( شرف از جانب پدر و كرامت از سوى مادر ) نيرو مىبخشد . در خاتمه ، به ماهيّت خيانتگرانهء عباسيان اشاره مىكند . توجّه به اين نكته مخصوصا از اين نظر جالب است كه علىرغم اشاره او به على ( ع ) به عنوان وصى و امام و به نسل فاطمه ( ع ) ، ( 100 ) مردم حجاز در پشتيبانى از اهداف النفس الزكيه يك صدا بودند . مطالعه چگونگى استدلال منصور عليه ادعاى رقيب علويان و توجيه چگونگى حق خود در رهبرى اجتماع قابل بررسى است . منصور در خواب النفس الزكيه چنين مىگويد : « نامهء شما را دريافت داشتم . تو بزرگترين افتخار ما در دوران جاهليّت ، يعنى توزيع آب در ميان حجاج و پاسدارى چاه زمزم ، را مىدانى و متوجّه هستى كه در ميان همه برادران ، اين امتياز تنها نصيب عباس بود . پدرت ( على ) در رابطه با اين امتياز با ما دادخواهى و دعوا كرد . ولى عمر ، به نفع ما قضاوت كرد به طورى كه اين امتياز در زمان جاهليت و در دوران اسلام همواره در اختيار ما بوده است . . . . بزرگترين غرور و افتخار شما بر پايه نسل مادريتان قرار دارد ، ( 101 ) كه آن هم تنها افراد معمولى و ناآگاه را مىفريبد . خداوند زنان را همچون عموها ، پدرها و پدرشوهرها و خويشان معتبر و آبرومند ديگر خلق نكرده است . . . و اما در مورد دعوى شما به اينكه پسر فرستاده خدائيد ، خداوند متعال چنين ادعايى را مردود دانسته جائى كه مىگويد : « محمد پدر هيچ‌يك از مردان شما نيست . بلكه او فرستاده خدا و خاتم پيامبران است . » ( 102 )