سيد حسين محمد جعفري ( مترجم : سيد محمد تقى آيت اللهى )
310
تشيع در مسير تاريخ ( فارسي )
خلفاى قانونى منتخب مردم بيان داشت . در همان حال ، اعتقاد شيعى خود را دالّ بر فضيلت و برترى على ( ع ) بر آن دو همچنان حفظ كرد . با وجود اين ، زيد ، امامت مفضول را پذيرفت ، بدين معنى كه امامت ابو بكر و عمر را قبول كرد و باور داشت كه آن دو مجاز بودند به منظور اينكه منافع موقت و معينى را تأمين نمايند حكمرانى كنند . ( 29 ) پس از رحلت امام باقر ( ع ) ، امام جعفر صادق ( ع ) ، همچنان سياست پدرش را نسبت به زيد و نهضت او ادامه داد و تا حدى نيز تماشاچى انفعالى ماند . زيد كه عموى امام صادق ( ع ) بود از موقعيّت ظاهرى بالاترى برخوردار بود ، امام ششم هم آشكارا امتيازات او را منكر نشد . در عين حال ، اين سخن بدان معنى نيست كه امام صادق ( ع ) هرگز گروهى از پيروان پدرش كه اكنون شيعيان او بودند به همراه نداشت تا در مقابل ديدگاه زيديه مقاومت كنند . علاوه بر اين ، امتيازاتى كه زيد به غير شيعيان داد ، بخصوص تأكيد او بر خلافت دو خليفه اوّل ، اعتراضاتى را به وجود آورد و سرانجام موجب شد تا شيعيان غيور و متعصب او را رها كنند . آنان سوگند وفادارى خود را نسبت به زيد فسخ كردند و بيعت خود را به امام صادق ( ع ) تجديد نمودند . ( 30 ) بنا به روايتى ، زيد به آنان گفت : « شما مرا رها كردهايد ( رفضتمونى ) » و از اينرو شيعيان خالص و پرشور و حرارت از آن زمان رافضى ( 31 ) ناميدند . گروهى از شيعيان كوفه به مدينه رفتند و از فعّاليتها و عقايد زيد به امام صادق ( ع ) سخن گفتند امام درحالىكه احترام و عنايت خاص خود را به عمّش اظهار مىداشت بسادگى گفت : « زيد بهترين ما و آقاى ما بود . » ( 32 ) قيام زيد در ماه صفر 122 / دسامبر 740 ، صورت گرفت و با شكست روبرو شد . زيد كشته شد و بسيارى از پيروانش قتل عام گرديدند . ( 33 ) خليفهء هشام سپس فرمان داد تا تمام طالبيون برجسته ، آشكارا خود را از اين طغيان بر كنار دارند و رهبر خود را محكوم نمايند . ( 34 ) در ميان آنها به اسامى عبد الله بن معاويه و عبد الله المحض برمىخوريم . ( 35 ) ولى هرگز نام امام جعفر صادق ( ع ) در هيچ جا ذكر نمىشود . همين امر نشان مىدهد كه امام ششم خود مستقلا و از نظر طبقهبندى مخالف