سيد حسين محمد جعفري ( مترجم : سيد محمد تقى آيت اللهى )
306
تشيع در مسير تاريخ ( فارسي )
مختار اوضاع را به خوبى درك مىكرد و از آن بهرهبردارى كامل مىنمود . او شيعيان كوفه را در خانه خود جمع كرد و اعلام نمود : « المهدى ، محمد بن على ( حنفيه ) ، فرزند وصى ، مرا به عنوان مرد مورد اعتماد و وزير ، فرمانده و حامى منتخب خود به سوى شما فرستاد . او به من دستور داد تا عليه كفار بجنگيم و خونخواهى اعضاء خاندانش را كه از متعالىترين مردماند طلب كنيم . ( 17 ) بسيار جالب توجّه است كه در اين سخن تأكيد عمده بر روى محمد بن الحنفيه به عنوان مهدى و پسر وصى قرار دارد . در حقيقت ، اين امكان وجود دارد كه محمد بن الحنفيه ، با پيشنهادهاى مختار موافق بوده است و مختار هم به دو گفت : « سكوت شما دليل بر رضايت شما است . » ولى ، با وجود اين ، ابن الحنفيه وضع غير متعهدانه خود را حفظ كرد . در هر حال ، ممكن است كه مختار از رفتار ابن الحنفيه چنين استنباط كرده باشد ، آن چنان كه آن را در مقابل مردم كوفه بدين گونه توجيه كرد . تبليغات مختار براى مهدويّت پشتيبانى تودههاى شيعيان اعم از اعراب و موالى فارسى كوفه را به چنگ آورد . اين عده هم چنان كه ملاحظه كرديم از نظر كمّى بر گروه اول فزونى داشتند . اين موالى كه ستون فقرات نهضت مختار را تشكيل مىدادند ، خود را شيعه المهدى ( حزب المهدى ) ، شيعه آل محمد ( حزب خاندان محمد ) يا شيعه الحق ( حزب حق ) مىناميدند . ( 18 ) بالنتيجه ، فرقهاى با ويژگيهاى خاص خود كه به نحو چشمگيرى متشكل بود و فعال و مجهز با عقيدههاى اقتباس شده مختلف به نام كيسانيه ظاهر شد . اين نام يا از كنيه مختار و يا چهره فوق العاده بحثانگيز ابو عمره كيسان ، مولاى مختار اخذ شده است . ( 19 ) گرچه حكومت مختار به سرعت پس از قتل او و اكثر پيروان همراهش خاتمه يافت ليكن مسلك كيسانيه كه بوسيله پيروانش به ولايات گوناگون معرفى مىشد ، آن چنان گسترش يافت كه امكان محو و نابودى آن ابدا وجود نداشت . اعضاء اين فرقه ، كه برخى از آنان حتّى تا نقاط دوردستى چون خراسان هم زندگى مىكردند ، به معرفى ابن الحنفيه به عنوان امام مهدى ادامه دادند و او را تا سر حدّ افراط احترام كردند .