سيد حسين محمد جعفري ( مترجم : سيد محمد تقى آيت اللهى )

29

تشيع در مسير تاريخ ( فارسي )

مىبايست به حساب آيد . اينان كه مىتوان آنها را افرادى قانون‌پرست ناميد ، نمىتوانستند به تعبير ارائه شده توسط ابو بكر و هوادارانش دربارهء جانشينى راضى شوند ، زيرا ، همچنانكه در زير خواهيم ديد ، رهبرى جامعه را بالاتر از هر مقام مذهبى ميدانستند . از نظر آنان محمد ( ص ) اصلاح كنندهء مذهب راستين اسماعيل و ابراهيم بود و بنابراين در او تقدس ارثى طايفه‌اش به عاليترين سطح رسيده بود . اين نظر را قرآن كريم قويا تأييد كرده است ، مثلا جائى كه اعلام مىفرمايد : « همانا ، خدا آدم و نوح و خاندان ابراهيم و خاندان عمران را برتر از همه مردم برگزيد » ( 49 ) مفسرين محمد ( ص ) را وابسته به « خاندان ابراهيم » ، كه در اين آيه بدان اشاره شده است ، دانسته‌اند . بنابراين ، پس از رحلت او جانشين‌اش تنها مىتوانست مردى از همان خاندان ، با همان فضائل و شايستگىها ، باشد . در اين مورد بايد به مفهوم قرآنى خاندان تقوا و تعالى ، كه مطلوبيتش در نظر خداوند از اعمال و خدمات نيكوى آنان در راه رضاى خداوند ناشى مىشود ، توجه كرد . پيامبران در همهء زمانها ، مردم را بخصوص به اين نكته توجه داده‌اند كه تأييد خداوندى ، براى هدايت مردم ، در خاندان و ذريه آنان قرار گرفته است . قرآن مجيد ، به كرات ، درباره پيامبرانى كه بدرگاه خداوند براى ذريه ( خاندان ) خود دعا مىكردند ، و از ذات بارى تعالى مسئلت مىنمودند تا هدايتش را در دودمانشان قرار دهد ، سخن مىگويد . در پاسخ به اين راز و نيازها ، آيات قرآنى تصديق مىكنند كه لطف خاص خداوندى به اعقاب بلافصل پيامبران اعطاء مىشد تا ميثاق‌هاى پدرانشان را دست نخورده نگهداشته و نمونه‌هائى از درستكارى گردند و در راه راستى كه بوسيله پيامبران نهاده شده است ، با استوارى گام بردارند . چهار اصطلاح زير به كرات در قرآن كريم به كار برده مىشود تا عنايت مخصوص خداوند را براى اعقاب پيامبران بيان دارد : ذريه ، آل ، اهل ، قربى . كلمه ذريه بمعنى زاد و ولد ، فرزند يا نسل بدون واسطه ، در سى و دو آيه قرآن به كار رفته است . اين كلمه يا در رابطه مستقيم با امر شخص پيامبر كه فرزندشان بايد در راهشان باقى بماند يا كار هدايتشان در نسل خويش ادامه يابد به كار مىرود . غالبا كلمه ذريه در آياتى به كار مىرود كه پيامبران ادعا مىكنند خداوند آنان را انتخاب نموده است كه نمونه درستى و راستى در ادامه نسل