سيد حسين محمد جعفري ( مترجم : سيد محمد تقى آيت اللهى )
282
تشيع در مسير تاريخ ( فارسي )
پاسخ به اين معمّا را در اين حقيقت بتوان يافت كه اكثر شيعيان خالص و هسته مركزى معتقدين به اين آئين با آن موضعگيرى مكتبى در مسأله رهبرى بلافصل نسل پيامبر ، دار فانى را وداع گفته و از نظر كمى كاهش يافته بودند . اينان در قتل عام كربلا همراه با حسين ( ع ) و سپس در جنگ عين الورده تحت فرماندهى سليمان بن صرد الخزاعى جان خود را فدا كردند . اينان نه تنها مركز ثقل و معتقدين پروپاقرص آرمانهاى تشيّع بودند بلكه رهبرى مذهبى ، فكرى و ارشادى تودههاى شيعيان كوفه را نيز در دست داشتند . پس از واقعهء كربلا و عين الورده آنچه كه باقى ماند ، اعراب معمولى مردّد و موالى بودند كه در اوضاع نااميدى و بسيار سخت قادر به تشخيص و تمايز مكتبى بين فرزندى على ( ع ) به تنهايى ، و فرزندى على ( ع ) و فاطمه ( ع ) تواما نبودند . از نظر آنان ، على ( ع ) ، به هرحال ، پسر عموى پيامبر و يكى از اعضاء طايفه مقدس و روحانى بنى هاشم بود . قداست بنى هاشم ، كه پس از بعثت پيامبر به خاندان او ارزانى شده و منحصر مىگرديد آن چنان كه شيعيان نخستين معتقد بودند ، ديگر اعضاء خاندان هاشم را در بر نمىگرفت . چنين اعتقادى در ميان افراد معمولى رو به زوال نهاد . از اين رو به آسانى جذب تبليغات بليغ و موفقيّتآميز مختار براى ابن الحنفيه به عنوان مهدى و منجى نجاتبخش شدند و ظلم و بىعدالتى موجود و فشار ناشى از آن موجب جذب آنها به وى گرديد . از اين رو اين حقوق و شخصيت ابن الحنفيه نبود كه تودههاى شيعيان كوفه را گرد او آورد و موجب شد تا او را به عنوان مهدى بپذيرند بلكه نياز مردم به وجود مهدى و منجى كه بتواند آنان را از استيلاى امويان رهايى بخشد ، اين نهضت را بوجود آورد . بررسى دقيق تبليغات مختار براى ابن الحنفيه نشان مىدهد كه تأكيد عمده او بر نقش مهدويت محمد بن الحنفيه قرار داشت نه نقش امامت او ، و همين مطلب شايد عامل اصلى جلب مردم به سوى او باشد . در عين حال همينكه اين عقيده القاء شد راه خود را يافت و اكثر تودههاى شيعى ناپايدار را جاروب كرده و منحرف نمود . پس از اين كه نهضت همهگير و تودهپسند شد و با امّيدهاى روشنى همراه گرديد ، حتّى بعضى از بقاياى شيعيان اصلى را نيز به خود ملحق نمود و به دنبال اين قافله روان ساخت . در چنين