سيد حسين محمد جعفري ( مترجم : سيد محمد تقى آيت اللهى )

283

تشيع در مسير تاريخ ( فارسي )

اوضاع و شرايطى اين حركت مردم‌پسند حتى بر برخى از مؤمنين معتقد به رهبرى نسل پيامبر نيز تاثير مىگذاشت . از اين رو ، مهدويّت ابن الحنفيه به سرعت مسأله روز در ميان شيعيان شد و در طول زمان ، اين عقيده با دل‌پسندى نشر يافت و مردم آن را پذيرفتند و آئين و عقايد و نشانه‌ها و اعتقادات خود را بر آن مبنا بسط دادند و شاعران بزرگى نظير كثيّر و سيد الحميرى را به وجود آورد . از اين رو اكثر شيعيان در آن دوره بخصوص و كوتاه ، پيروان محمد بن الحنفيه به عنوان امام مهدى ( و نه فقط امام ) شدند . بزرگترين نبيره باقيمانده پيامبر توانست براى مدت زيادى اوضاع موجود را تحمل كند . گرچه او با عمل كردن به تقيه از درگيرى در هر نهضت سياسى - مذهبى خود را بر كنار مىداشت ولى با وجود اين در قبول محمّد بن الحنفيه به عنوان امام مقاومت مىفرمود و سكوت ابن الحنفيه را تائيد ضمنى او از تبليغات مختار قلمداد مىكرد . درحالىكه پسر حسين ( ع ) و بزرگترين نبيره باقيمانده توانست براى مدت زيادى اوضاع موجود را تحمل كند . گرچه او با عمل كردن به تقيه از درگيرى در هر نهضت سياسى - مذهبى خود را بر كنار مىداشت ولى با وجود اين در قبول محمّد بن الحنفيه به عنوان امام مقاومت مىفرمود و سكوت ابن الحنفيه را تائيد ضمنى او از تبليغات مختار قلمداد مىكرد . در اين رابطه محدّثين شيعه احاديثى نقل مىكنند ، ( 15 ) كه امكان صحّت و سقم تفصيلات آن وجود دارد و به نظر مىرسد كه زين العابدين ( ع ) براى احقاق حقوق خود به اينكه او وارث خاندان پيامبر است مردم را آگاه مىكرد . اين حقيقت از اين مطلب استنباط مىشود كه بعضى از شيعيان ممتاز نظير ابو خالد الكابلى ( 16 ) ، قاسم بن عوف ( 17 ) و چند نفر ديگر كه پيروان ابن الحنفيه بودند او را رها كرده و به سوى زين العابدين رفتند . هستهء پيروان آن حضرت ، با وجود اين ، قبل از سال 73 / 692 ، سال مرگ ابن الزبير و سقوط كامل الهامات سياسى مردم حجاز و عراق ، تشكيل نشد . اكثر شيعيان در عين حال ، ابن الحنفيه و پس از او پسرش ، ابو هاشم عبد اللّه را به عنوان امام شناختند . به نظر مىرسد زين العابدين ( ع ) ، در اواخر عمر خود موفق به جمع‌آورى گروه كوچكى از هواداران در اطراف خود شده باشد . برخى از آنان چهره‌هاى