سيد حسين محمد جعفري ( مترجم : سيد محمد تقى آيت اللهى )

280

تشيع در مسير تاريخ ( فارسي )

غصب حقوق حقّهء خود مىنگريست . مآخذ تشيّع احاديثى را روايت مىكنند كه حسين بن على ( ع ) در آنها به امامت زين العابدين ( ع ) تصريح كرده و او را به عنوان جانشين خود منصوب كرده است . حديثى كه بيش از همه در رابطه با حسين ( ع ) نقل مىشود اين است كه آن حضرت قبل از ترك عراق ، وصيت‌نامه و نامه‌هاى خود را نزد ام سلمه ، بيوه پيامبر ( ص ) به امانت مىگذارد و به او اين اختيار را مىدهد كه در صورتى كه برنگردد آنها را به بزرگترين فرزند ذكورش تسليم كند . زين العابدين ، تنها پسرى بود كه بازگشت و وصيت‌نامه پدرش به او داده شد و از اين رو جانشين و وصى او گرديد . ( 11 ) در حديث ديگر روايت مىشود كه حسين ( ع ) دقيقا قبل از اين كه با نيروهاى اموى مواجه شود و خود را براى آخرين برخورد با نيروى خصم آماده سازد ، زين العابدين ( ع ) را به جانشينى خود منصوب فرمود . ( 12 ) براى يك مورّخ ، هيچ‌گونه معيارى كه بر اساس آن بتوان اين روايات و احاديث را قبول و يا رد كرد وجود ندارد . شايد تنها اصل ارشادى موجود كه بتوان از آن استفاده كرد ، تمايل عمومى اين واقعه تاريخى و عمل عموم مردم آن دوران باشد . اگر از اين زاويه قضاوت كنيم ، مىتوان نظر قبلى خود را در فصل هفتم ديگر بار يادآورى كرد كه در آن حسين ( ع ) به خاطر موقعيّت و مقام و خاندان خود به عنوان نوهء پيامبر امامت جامعه را حقّ خود مىدانست . بنابراين طبيعى بود كه او هم امامت را به فرزند خويش منتقل سازد تا آن كه سنّت رهبرى ويژه اهل البيت را كه از پيامبر به او رسيده بود ، همچنان استمرار بخشد . با وجود اين ، اصل بلامنازعى كه وجود دارد اين است كه پس از شهادت حسين ( ع ) اكثر شيعيان از محمد بن حنفيه و نه از زين العابدين ( ع ) ، پيروى كردند . گرچه توّابون ، هم چنان كه ديده‌ايم ، زين العابدين ( ع ) را امام آينده خود مىدانستند ، حتّى مختار ، بقاياى توّابون را كه در جنگ عين الورده زنده ماندند به سوى ابن الحنفيه جذب كرد . ( 13 ) دليل اين امر روشن بود ، زيرا شيعيان كوفه ، بخصوص موالى نهضت