سيد حسين محمد جعفري ( مترجم : سيد محمد تقى آيت اللهى )
28
تشيع در مسير تاريخ ( فارسي )
مذهبى همراه با حركت سياسى - اجتماعى مىفهميدند . لااقل در اولين جواب ، خودبخود مسئلهء تأكيد بر نگرش و فهم مطلب مطرح بود . بنابراين زمانى كه پيامبر رحلت نمود مسئلهء جانشينى او به عنوان تركيبى از رهبرى سياسى و مذهبى جلوه كرد . اصل معروفى كه گرچه اعراب بالطبع به درجات مختلف بر روى يك جنبه و يا جنبه ديگر آن تأكيد داشتند ، جمعى آن را بيشتر سياسى مىدانستند تا مذهبى و گروهى ديگر برعكس بيشتر مذهبى مىانگاشتند تا سياسى . اكثريت مسلمين كه با آمادگى ابو بكر را پذيرفتند ، بيشتر بر جنبه سياسى - اجتماعى در روش متداول جانشينى تأكيد نهادند آنگونه رهبرى و رياست قبيلهاى كه بوسيله خليفه اول تفسير گرديد . آنچنان كه در زير به بررسى آن خواهيم پرداخت آنان تا حد زيادى ، اگر نتوان گفت به تنهائى ، اصل مذهبى و عقيده تقدس ارثى خاندان معينى را ناديده گرفتند . اين فرضيه و يا جمله عمر بن الخطاب به ابن عباس كه گفت « مردم مايل نيستند كه نبوت و خلافت تواما در خاندان بنى هاشم جمع شود » ، ( 47 ) مورد حمايت قرار گرفت بايد تصور كرد كه ، هم ابو بكر و هم عمر كاملا از اهميتى كه عقيده تقدس ارثى در بخشى از امت اسلامى داشت ، آگاه بودند . در عين حال مىبايست اين موضوع را فهميده باشند كه چنانچه انتخاب ابو بكر مورد ترديد و شك قرار گيرد ، وحدت امت اسلامى به صورتى جدى در معرض خطر قرار خواهد گرفت از اينرو ، جدائى خلافت را از روحانيت كعبه ، كه در تقدس ارثى بنى هاشم نهفته بود ، لازم ديدند . افراد ديگرى نيز بودند ، بخصوص از تيره اعراب جنوبى ، كه احساس مىكردند رهبرى مكه همراه با حق طبيعى روحانيت در طايفه عبد مناف نزد هاشميان موروثى است ، ( 48 ) گرچه پس از مرگ عبد المطلب در زمينههاى سياسى توسط طايفه بنى اميه تحت الشعاع قرار گرفت . ظهور محمد ( ص ) ، پيامبر خدا والاترين قدرت عربستان ديگر بار بنى هاشم را به قدرت رساند ، اصلى كه هنگام سقوط مكه و تسليم ابو سفيان به پيامبر تأييد شد . ازينرو در نظر جمعى از اصحاب ، گزينش منطقى و طبيعى ، جانشينى يكى ديگر از هاشميان بوده است ، و از نظر آنان ، تمام مسأله جانشينى و رهبرى جامعه مسلمان ، يك مسئلهء بسيار مهم مذهبى بود . علاوه بر مصالح سياسى ، ملاحظات ريشهدار مذهبى اصحاب معينى نيز