سيد حسين محمد جعفري ( مترجم : سيد محمد تقى آيت اللهى )
268
تشيع در مسير تاريخ ( فارسي )
به دو پاسخ مثبت دادند . المثنى ابن مخرّبه بن العبدى هم دعوت را پذيرفت و شيعيان شهر را بسيج نمود . متن نامه طولانى ( 14 ) كه ابو مخنف بدقت آن را ثبت كرده است ، براى درك احساسات و عواطف مذهبى و وفادارى و پايدارى آئينى شيعيان اين دوره بسيار مفيد و پرارزش است . اصولا اين متن شباهت زيادى به سخنان توّابون و المرّى دارد . در اين مرحله ، مختار بن ابو عبيده الثقفى ، يكى از پيروان متعهّد اهل البيت ، در كوفه ظهور كرد . او رسالتى همانند توّابون داشت ، انتقام گرفتن از خون حسين و تحقق حقوق اهل البيت . ولى در اين نكته كه وى مىخواست از طريق نيروى نظامى متشكل به قدرت سياسى دست يابد با آنها اختلاف نظر داشت از اينرو ، مختار كوشيد تا توّابون را متقاعد سازد كه هيچگونه اقدام عجولانهاى نكرده و براى كسب موفقيّت بيشتر به او بپيوندند . توّابون از اين امر امتناع ورزيدند ، زيرا به هيچ روى مايل به شركت در حادثه مشكوك و نامعلوم و يا انحراف از هدف اصلى كه همانا از طريق جانبازى ميسّر مىگرديد نبودند و اعلام داشتند كه تنها از شيخ الشيعة ، سليمان بن صرد ، ( 15 ) پيروى خواهند كرد . در بحثها و گفتگوهاى مختار با توّابون ، دو نكته قابل توجه است زيرا تفاوتهاى اساسى بين آنها را نشان مىدهد . مختار گفت : « اولا سليمان نمىداند كه چگونه نظاميان را براى جنگ سازمان دهد و علم و آگاهى از سياست ندارد ، ثانيا مختار از جانب مهدى ، محمد بن الحنفيه ، بعنوان نايب ، طرف اعتماد و وزير او به منظور انتقامگيرى از خون حسين ( ع ) منصوب شده بود . ( 16 ) ( محمد بن الحنفيه ، سومين پسر على ( ع ) از زنى از حنفيه و نه از عقاب پيامبر بود ) . امتناع توّابون از پشتيبانى مختار ، بر مبناى اين زمينهها ، دليل بر اين است كه آنان به اقدامات نظامى محض و امور سياسى علاقهاى نداشتند و حتى براى پذيرش بزرگترين پسر باقيمانده از على ( ع ) به عنوان امام خود آمادگى نداشتند . زيرا او از اعقاب مستقيم پيامبر از نسل فاطمه نبود . بنابراين مخالفت استراتژيكى و تاكتيكى آنان نسبت به مخالفت بر روى مسأله امامت جنبه فرعى داشت . گرچه توّابون بطور آشكار فرد بخصوصى از اهل البيت را به عنوان امام