سيد حسين محمد جعفري ( مترجم : سيد محمد تقى آيت اللهى )
264
تشيع در مسير تاريخ ( فارسي )
رهبران شيعه در شهرها يعنى سعد بن حذيفه اليمان در مدائن و مثنى بن مخربه العبدى در بصره ، نامهنگارى كرد . در عين حال ، نهضت ، مخفيانه براى مدت سه سال ادامه داشت و در اين مدت ، از نظر تعداد و نيرو فزونى مىيافت و منتظر زمان و فرصت مناسب براى ايجاد انفجار مىگشت . اوضاع و شرايط به نفع نهضت ، با مرگ ناگهانى يزيد در سال 64 / 683 تغيير سريع يافت ، و توّابون را به آشكار كردن نهضت ، تشجيع كرد . بعضى از اعضاء رهبرى بر سليمان اصرار مىكردند تا آشكارا قيام كند . عمرو بن حريث ، نائب عبد اللّه بن زياد اخراج مىشود و مسئولين قتل حسين ( ع ) تعقيب مىگردند و از مردم به حمايت از اهل البيت ، دعوت به عمل مىآيد . با وجود بر اين ، سليمان آرزوى اعمال سياست خشنترى را دارد و خاطر نشان مىكند كه قاتلين حسين ( ع ) در واقع ، اشراف القبائل كوفه بودند كه بايد خونبهاى حسين ( ع ) را بپردازند . اگر بلافاصله اقدامى عليه آنها صورت گيرد ، خيلى ستم پيشه مىشوند و طغيان عليه آنان ، در اين مرحله هيچ چيزى جز فاجعه و يا حتى نابودى كامل شيعيان را در بر نخواهد داشت و هدف انتقام خون حسين ( ع ) از بين مىرود بنابراين ، حد اقل در اين مرحله ، تشديد مبارزات تبليغاتى تنها در ميان شيعيان و در سراسر كوفه و نامنويسى از هواداران نهضت ، تا آنجا كه ممكن است عملى عاقلانه است . وى اضافه كرد كه چون اكنون يزيد مرده است ، مردم با سرعت و آمادگى بيشترى به آنها مىپيوندند . ( 9 ) پيشنهاد سليمان مورد تصويب قرار گرفت و نهضت ، كه تاكنون در خفا بود ، با مبارزهء شديد و در مقياس وسيع ، آشكار شد . و عدهاى مأمور انجام عضوگيرى براى نهضت شدند . ابو مخنف ، سخنى از يك مأمور عضوگيرى ، بنام عبد اللّه المرّى از طريق مردى بنام مزينه روايت مىكند . مزينه اظهار مىدارد كه اين سخن را آن قدر شنيده است كه متن آن حفظش شده است . راوى بازهم ادامه مىدهد كه وى هرگز شخصى را فصيحتر از المرّى در زمان خود نديده است و المرّى هرگز هيچگونه فرصتى را براى موعظه مردم ، هنگامى كه آنان را مىديد ، از دست نمىداد او سخن را با ستايش خداى يكتا و درود بر پيامبرش شروع مىكرد و سپس مىگفت :