سيد حسين محمد جعفري ( مترجم : سيد محمد تقى آيت اللهى )
239
تشيع در مسير تاريخ ( فارسي )
براى مردان [ قبائل ] بعجه و سلمه طى پيامى خواهيم فرستاد . پس از آن ، بيش از ده روز نمىگذرد كه اسب سواران و سربازان پياده قبيله طى براى يارى به شما خواهند رسيد . شما مىتوانيد تا هر زمان كه بخواهيد با ما در اينجا بمانيد و اگر پس از آن بخواهى قيامى از آنجا بكنى و يا اگر مضطرب باشى و يا ايجاد مزاحمت برايت باشد من خود نيروى بيست هزار نفرى از مردان طى را ، به سوى تو هدايت خواهم كرد كه با شمشيرهايشان از جلو شما [ بر دشمنانتان ] ضربه وارد خواهند كرد . به خدا قسم ، هيچكس قادر نخواهد بود كه به شما برسد و چشمهاى مردم قبيله طى پاسدار شما باقى مىمانند . » ( 67 ) تنها پاسخ حسين ( ع ) به اين پيشنهاد فوق العاده ارزشمند و به موقع ، وقتى كه همهء اميدهاى حمايت در كوفه ، به هرحال محو و نابود شده بود اين بود : « خداوند به تو و مردمت خير عنايت كند ، ولى من به مردمى متعهد هستم و نمىتوانم از سخنم برگردم ، گرچه نمىدانستم كه بين ما و آنها چه اتّفاق مىافتد . به هرحال سرنوشت محتوم و مقدّر است . » ( 68 ) طرح اين سؤال كه چگونه ممكن بود شخصى براى دستيابى به قدرت تلاش كند و در عين حال او از قبول اين پيشنهاد و وعدهء حمايت امتناع ورزد كمكى به حل اين تضاد نمىكند . آيا مىتوان تصور كرد كه حسين ( ع ) پس از آگاهى كامل از آخرين اخبار كوفه ، هنوز به يافتن حمايت و يا حتى كمترين احتمال زنده ماندن در كوفه امّيدوار باشد ؟ علاوه بر اين ، شرحهاى فراوانى از اين حقيقت داريم كه وقتى حسين ( ع ) در زباله از اعدام وحشيانه قيس بن مشير ، فرستاده خود اطلاع يافت ، همراهان خود را گرد آورده و از آنان خواست تا او را تنها گذاشته و به مأمن امنى رهسپار شوند . پس از زباله ، حسين ( ع ) بارها و به كرّات اين بيان را اعلام داشت و آخرين بار در شب عاشورا به اصحاب خود خطاب كرد . آيا معقول است كسى براى دستيابى به قدرت تلاش كند و در عين حال از هواداران خود ، هر چند هم از نظر عددى تعدادشان كم باشد ، بخواهد تا او را رها كنند ؟ هيچكس نمىتواند پاسخ مثبتى به اين سؤال بدهد . بنابراين حسين ( ع ) چه انديشهاى در سر داشت ؟ چرا هنوز به سوى كوفه پيش مىرفت ؟