سيد حسين محمد جعفري ( مترجم : سيد محمد تقى آيت اللهى )

240

تشيع در مسير تاريخ ( فارسي )

توجّه به اين نكته تا حدّى كننده است كه كار علمى غربيان درباره اسلام كه بيش از حدّ تحت تاثير مكتب تاريخى قرار دارد ، تمام توجّه خود را به جنبه‌هاى خارجى جدا و مجزا از واقعه كربلا گذاشته است ، و هرگز نكوشيده است تا تضاد دردناك و رنج‌آور در انديشه حسين ( ع ) و تاريخ داخلى را تجزيه و تحليل بنمايد . تشريح بدن انسان مىتواند آگاهى از قسمت‌هاى مختلف و تركيب انسان را ارائه دهد ، ولى هرگز نمىتواند مفهوم خود انسان را بازگو كند . دربارهء حسين ( ع ) ، مطالعه و تجزيه و تحليل دقيق حوادث كربلا به طور كلى ، اين حقيقت را نشان مىدهد كه حسين ( ع ) از همان آغاز نقشه ايجاد انقلاب كامل در وجدان مذهبى مسلمين را مىكشيد . تمام اعمال و كردار حسين ( ع ) نشان مىدهد كه وى كاملا از اين حقيقت آگاه بود كه پيروزى از طريق قدرت و امكانات نظامى هميشه موقتى است زيرا ، قدرت نيرومندترى وجود دارد كه بتواند آن را در جريان زمان نابود كند . ولى پيروزى كه از طريق رنج و جانبازى به دست آيد ابدى است و در وجدان بشرى اثرى جاودان مىگذارد . حسين ( ع ) در دامان مؤسس اسلام تربيت يافت ، رشد كرده و عشق و فداكارى به شيوه زندگى اسلامى را از پدرش آموخته بود . همان‌طور كه زمان ادامه مىيافت او متوجّه تغييرات عمده‌اى مىشد كه به سرعت در جامعه در رابطه با اخلاق و احساسات مذهبى صورت مىگرفت . جريان طبيعى تضاد و ستيز بين عمل و عكس العمل اكنون در كار بود . بدين معنى كه عمل مترقّى اسلامى محمد ( ص ) در سركوبى سنّت‌گرايى عرب ، كه در آن اعمال كفرآميز پيش از اسلام و راههاى تفكّر احاطه شده بود ، موفق گرديد . ولى در كمتر از سى سال اين سنّت‌گرايى و خرافه‌پرستى عرب ديگر بار به صورت واكنش نيرومندى عليه كنش محمد ( ص ) تجديد نيروهاى اين واكنش اكنون با ظهور معاويه به جوش و خروش افتاده بودند ولى جانشينى او به وسيله يزيد ، نشان روشنى از بسيج نيروهاى مرتجع بود كه اكنون با شدّت تمام دوباره پديدار مىگشتند . قدرت اين واكنش كه در شخصيت يزيد خلاصه شده بود براى سركوبى و يا حد اقل محو سنّت محمد ( ص ) به حد كافى نيرومند بود . در انديشه حسين ( ع ) ، اكنون اسلام نياز مبرم به فعّاليّت دوباره همچون عمل محمد ( ص ) در مقابل عكس العمل كهنه عربى داشت . و بنابراين نياز به تكان سختى به چشم مىخورد .