سيد حسين محمد جعفري ( مترجم : سيد محمد تقى آيت اللهى )

238

تشيع در مسير تاريخ ( فارسي )

پاسخ‌هاى حسين ( ع ) به همهء كسانى كه مىكوشيدند تا او را از مقصد خود منحرف كنند هميشه كم و بيش در يك خطمشى بود : « خدا آنچه را كه بخواهد مىكند . . . من آن را به خدا وامىگذارم كه بهترين را برگزيند . . . خداوند با كسى كه به خاطر عدالت كار مىكند دشمن نيست . » ( 66 ) از اين پاسخ‌ها مسلم مىشود كه حسين ( ع ) كاملا از خطراتى كه در پيش رو داشت آگاه بود و طرح و استراتژى مشخصى در ذهن داشت تا انقلابى را در وجدان جامعه مسلمين به وجود آورد . علاوه بر اين ، همچنان كه از مآخذ روشن مىشود و قبلا بدان اشاره شد ، حسين ( ع ) به منظور سازماندهى و بسيج حمايت نظامى هيچ‌گونه اقدامى نكرد . او به آسانى قادر بود تا در حجاز دست به چنين عملى بزند ، حتّى سعى نكرد تا از همه نيروهاى مادى موجود بهره‌بردارى كند . در بين همهء مثال‌هاى فراوان در اين زمينه خود را تنها به ذكر يكى از آنها محدود مىكنيم . حسين ( ع ) در محلى موسوم به عزيب الهجينات دريافت كه كوفيان مسلم بن عقيل را رها كرده‌اند و وى به قتل رسيده است . براى او روشن بود كه ديگر اميدى به حمايت و حتى زنده ماندن در كوفه را ندارد . با وجود اين ، از پيشنهاد تأمين جانى ، حتّى بدون موفقيّت ، كه به دو پيشنهاد شد امتناع ورزيد . ابو مخنف و بعضى ديگر از نويسندگان روايت مىكنند كه در اين مكان چهار نفر از رهبران شيعيان با همكارى طرماح بن عدى الطائي ، نقشه رسيدن به حسين ( ع ) را كشيدند . طرماح به عنوان راهنما و دليل عمل مىكرد ، وى ملتمسانه و با اصرار فراوان از حسين ( ع ) تقاضا كرده و گفت : « به خدا قسم ، من در حالى كوفه را ترك كرده‌ام كه اگر تو به آنجا برسى حتى يك نفر را كه بتواند تو را عليه دشمنانت يارى دهد نخواهى يافت . به خدا سوگند ، اگر بدان سامان به روى ، تو و همه كسانى كه با تو مسافرت مىكنند فورا به قتل خواهيد رسيد . براى رضاى خدا نقشه خود را واگذار و با من به اينجا كوههايمان كه مأمن امن است بيا . به خدا قسم ، اين كوهستان‌ها ، از دسترس پادشاهان غسان و حمير ، از نعمان بن المنذر و از هر سرخ و سياهى [ يعنى ، از هر قدرت عظيمى ] دور بوده‌اند . به خدا قسم ، اگر مصمم شوى كه با ما بيايى ، هيچ كس نمىتواند تو را از اين امر بازدارد و متوقف كند [ اشاره به حرّ ] . چون به روستاهاى ما در كوهستان‌ها رسيدى ، ما