سيد حسين محمد جعفري ( مترجم : سيد محمد تقى آيت اللهى )
227
تشيع در مسير تاريخ ( فارسي )
زنانش نزديك شد و درصدد بود تا آن را به آتش بكشد ولى حتّى رفقاى خودش براى اين كار او را نكوهش كردند . وى با شرمندگى بيرون رفت . ( 40 ) به هنگام ظهر حسين ( ع ) و اصحابش نماز ظهر را به صورت صلاه الخوف ( نماز خوف ) برپاى داشتند ( نمازى كه براى مواقعى كه فرد با اوضاع خطرناك و بيچارگى و ناراحتى روبرو مىشود تجويز شده است ) . هنگام بعد از ظهر ، جنگ سخت و شديد شد و ياران حسين ( ع ) يكى پس از ديگرى در نبرد به روى زمين افتادند تا آخرين فرد آنها كشته شد . هنوز به هيچيك از اعضاى خانواده حسين ( ع ) آسيب نرسيده بود . ( 41 ) ولى سرانجام نوبت خويشان حسين ( ع ) هم فرا رسيد . اولين كسى كه از خانوادهء او به قتل رسيد ، على اكبر ، پسر او بود و بدنبال آن ، پسر مسلم بن عقيل ، پسران عقيل ، سه برادر عباس بن على از همسر على ( ع ) ، ام البنين ، سپس قاسم پسر حسن ( ع ) ، پسر جوان و زيبايى كه بدنش پايمال شد و قطع و ناقص گرديد و به وضع دردناكى كشته شد ، يكى پس از ديگر به خون خود در غلطيدند . حسين ( ع ) ، سقوط هر يك را تماشا مىكرد و به ميدان مىدويد تا اجساد شهيدان را به سوى خيمه برده و در رديفى در مقابل آن قرار دهد . ( 42 ) همهء طالبىها يكى پس از ديگرى جان خود را در جنگ با دشمن از دست دادند و سرانجام تنها دو نفر باقى ماندند . يكى حسين ( ع ) و ديگر برادر ناتنى او ، عباس بن على ، كه پرچمدار لشكر حسين ( ع ) در كربلا بود . عباس كه بخاطر قدرت بدنى و شجاعت و زيبايى فوق العاده به « قمر بنى هاشم » شهرت داشت ، در سراسر دوران شكنجه و گرفتارى ، حامى بزرگ حسين ( ع ) بود . اكنون زمان آن فرا رسيده بود كه خود را به پيش شمشيرهاى ارتش خونآشام اموى بيندازد . هر دو برادر با قلبهاى شكسته ، پريشان و آغشته به خون عزيزان بر دشمن حملهور شدند . عباس با خشمگينى صفهاى دشمنان را به ژرفى شكافت ، از حسين ( ع ) جدا شد و در فاصلهاى دور تر كشته شد . ( 43 ) حسين ( ع ) ، خسته و تنها ، به خيمهها بازگشت تا به زنان و كودكان وحشتزده و غم مبتلا درباره پيشامدهاى پس از شهادتش آنان را دلدارى دهد و براى آخرين بار با آنان وداع كند . او درحالىكه مىكوشيد كودك شيرخوار تشنهاش را كه گريه مىكرد آرام كند او را به بازوهايش گرفت كه در اين هنگام تيرى به پسر اصابت كرد .