سيد حسين محمد جعفري ( مترجم : سيد محمد تقى آيت اللهى )
170
تشيع در مسير تاريخ ( فارسي )
معاويه مشتاق به اعطاى چنين امتيازاتى به قيس بود زيرا مىخواست كه به هر حال از رويارويى و درگيرى با ارتش نيرومند قيس جلوگيرى كند . معاويه مستقيما پيشنهادات مالى ديگرى به شخص قيس كرد ولى وى از قبول هر گونه پولى سرباززد و بدون اينكه امتيازى براى خود در نظر بگيرد ، پافشارى خود را بر شرط عفو عمومى و امنيّت ارتش عراق گذاشت . ( 34 ) زهرى در نقل حوادث مربوط به صلح حسن ( ع ) با تعصّب مىكوشد تا عقيدهء خود را اثبات كند و در اين مورد سؤالات بسيار زيادى را برمىانگيزد چنين خبرى كه در آن حسن ( ع ) به روشنى كمترين مقاومت از خود نشان نمىدهد بايد توسط امويان ، جعل و اشاعه شده باشد . امويان كه بدون توّجه به سه اصل شورا ، اجماع و نص كه خلفاى راشدين بر اساس آنها به خلافت انتخاب شده بودند ، به قدرت رسيده بودند ، نگران دسترسى به مبناى قانونى و شرعى براى حكمرانى خود بودند . كنارهگيرى داوطلبانه حسن ( ع ) به نفع معاويه ، آنچنان كه زهرى كوشش مىكند كه آن را به خوانندهء خود بقبولاند ، چنين زمينهء قانونى را براى آنان فراهم مىكند . بسيار طبيعى بود كه زهرى ، بايد حديثى را نقل كند و بپذيرد كه در محيط اموى دمشق ، بتواند به نحو احسن به مقاصد و اهداف امويان خدمت كند . با وجود اين به نظر نمىرسد كه حوادثى كه منجر به كنارهگيرى حسن ( ع ) شد ، به اندازهء آنچه زهرى شرح مىدهد ، ساده باشد . خبر عوانه در طبرى ( 35 ) و در ديگر مآخذ ذكر شده در بالا ، گزارش كاملا متفاوتى از حوادث را بيان مىدارند كه با آنچه زهرى نقل كرده است مغاير مىباشد . بنا به خبر عوانه ، قيس در زمان على ( ع ) فرماندهى تمام ارتش را عهدهدار نبود بلكه بر دوازده هزار نفر پيشقراول ارتش حكمرانى مىكرد و در مقام فرماندهى ، در زمانى كه حسن ( ع ) به جانشينى پدرش برگزيده شد ابقاء گرديد . زمانى كه حسن ( ع ) ، خبر پيشروى معاويه را به سوى عراق دريافت داشت ، قيس را با 12000 لشكر به صورت سپاه پيشرو براى مهار دشمن فرستاد تا اينكه آن حضرت بتواند نيروى اصلى خود را بسيج كرده و آنها را دنبال كند . ( 36 ) بنا به گفتهء يعقوبى ، ابو الفرج و ابن ابى الحديد ، حسن 12000 نفر پيشقراول را بفرماندهى عبيد اللّه بن العبّاس براى مقابله با دشمن فرستاد و قيس بن سعد و سعيد بن قيس را