سيد حسين محمد جعفري ( مترجم : سيد محمد تقى آيت اللهى )

171

تشيع در مسير تاريخ ( فارسي )

به عنوان مشاوران او برگزيد عبيد اللّه بر اين اساس مىبايست با مشورت آنان هدايت يابد . ( 37 ) به نظر مىرسد ، دليل عمده تأخير حسن ( ع ) در عزيمت ، بىعلاقگى هوادارانش به مقابله با معاويه باشد . اين مطلب را از گزارشى كه در آن ، آن حضرت از كوفيان مىخواهد تا همراه با او عليه معاويه حركت كنند و بسيج شوند و نتيجتا جواب نامساعدى از آن دريافت مىدارد ، روشن و آشكار است . پس از فرمان امام حسن ( ع ) تنها زمانى كه عدى بن حاتم ، پيرو قديمى و با وفاى على ( ع ) و رئيس قبيله طايى به عراقيان عتاب كرد و پافشارى نمود تا به دعوت « امامشان و پسر دختر پيامبرشان » ( 38 ) پاسخ مثبت دهند ، عده‌اى براى شركت در جنگ از شهر بيرون آمدند . به سرعت پس از اين جريان ، حسن ( ع ) كوفه را با ارتش اصلى خود به سوى مدائن ترك كرد و به حومه شهر اردوكشى نمود . قيس و پيشقراولان ، اكنون به مسكن رسيده بودند و روياروى ارتش معاويه قرار داشتند . حاكم شام مىكوشيد تا با اعطاى رشوه يك ميليون درهمى به قيس ، او را وادار به فرار از ارتش حسن ( ع ) و الحاق به خود بنمايد . ليكن قيس پيشنهاد او را با اهانت رد كرد و گفت : « تو ميخواهى مرا در دينم فريب دهى . ( 39 ) » معاويه پس از اينكه از جانب قيس نااميد شد ، پيشنهاد مشابهى به عبيد اللّه بن العبّاس كرد ( و يا برادر بزرگترش ، عبد الله ، آنچنان كه زهرى نقل مىكند ) ، وى آن را پذيرفت و همراه با هشت هزار نفر از ارتشيان بسوى او گريخت و قيس را با چهار هزار سرباز تنها گذاشت . قيس منتظر ورود حضرت حسن ( ع ) شد . ( 40 ) در اينجا در بررسى اين موضوع بايد توجه كنيم كه گرچه عبيد اللّه قبل از اينكه حسن ( ع ) كناره‌گيرى خود را از خلافت اعلام كند بسوى معاويه گريخته بود ، اما زمان فرار ، آنچنان كه يعقوبى ارائه مىدهد ، درست به نظر نمىرسد . فرار عبيد اللّه آنچنان كه در زير بحث خواهد شد ، بايد فقط در فاصله كوتاهى قبل از كناره‌گيرى حسن ( ع ) صورت گرفته باشد . در عين حالى كه ، پيشقراولان ارتش حسن ( ع ) ، در انتظار ورود او در مسكن بسر مىبردند ، آن حضرت با وضع بسيار دشوارى در مدائن روبرو گرديد . جمعى از لشكريان عليه او طغيان كرده ، چادر او را چپاول نموده و بر او هجوم