سيد حسين محمد جعفري ( مترجم : سيد محمد تقى آيت اللهى )
16
تشيع در مسير تاريخ ( فارسي )
فقط در سياست ، دخالت داشته است . حتى تعاليم خالص مذهبى عيسى - آنچنان كه معمولا مورد توجه قرار ميگيرد - بدون در نظر گرفتن رابطه سياسى آن بىمعنى است . ( 1 ) همانطور كه محمّد ( ص ) اساسا يك معلم روحانى و مذهبى و در عين حال پيامبر بود ، به همان گونه نيز فرماندهى با قدرت و سياستمدار مناسب با زمان خود بود . اسلام نيز از همان ابتداى تكوين داراى نظامى مذهبى و جنبشى اجتماعى و سياسى به حساب مىآمد . بخاطر وضعيتى كه محمّد ( ص ) بعنوان فرستاده خدا بدست آورد و آن اين بود كه پيام خدا را به مردم برساند و سياسى به جهت محيط و جوى كه در آن ظهور كرد و تكوين يافت . به همين نحو تشيّع در طبيعت ذاتيش ، هميشه هم مذهبى و هم سياسى بوده است و چنين جنبههاى دوگانه در سراسر تاريخ تشيّع وجود دارند . از اينرو مشكل به نظر ميرسد كه در هر مرحلهاى از تكوين درباره تشيّع « سياسى » جدا از تشيّع « مذهبى » سخن گفت . طى سه يا چهار قرن اوليه پيشرفت نهادى و مذهبى اسلامى ، اين حقيقت را نمىتوان انكار كرد كه در ميان مسلمانان تمام مباحث دينى ، جنبه سياسى و اجتماعى نيز داشتهاند . هرگاه روابط مختلف ممكن كه اعتقادات مذهبى و تشكيلات سياسى در اسلام را در بر دارند تجزيه و تحليل كنيم در مىيابيم كه احقاق حق و تمايلات مكتبى پيروان على ( ع ) بيشتر بسوى جنبههاى مذهبى معطوف بوده است تا جنبههاى سياسى . بنابراين خطاى بزرگى است كه به جمعيتى كه همه دعاويش اصولا بر پايه توجهات مذهبى و روحانى قرار گرفته است ، آنچنان كه بتفصيل در اينجا بررسى خواهيم كرد ، با يك طرز تفكر سنتى ، بر چسب سياسى محض به آن زده شود . كلمهء شيعه با توجه به سير تاريخى آن ، در تمام اين فصل بايد به معنى لغويش يعنى پيروان ، حزب ، گروه ، ياران ، هواداران و يا در مفهوم وسيعتر آن « حاميان » ( 2 ) در نظر گرفته شود . مفاهيم اين كلمه چندين بار در قرآن كريم تكرار شدهاند . ( 3 ) كاربرد عملى اين كلمه نامى است ويژه پيروان على ( ع ) و خاندان او و بنابراين نام مشخص ديگرى در اسلام در مقابل سنى است . در سالهاى نخست تاريخ اسلام سخنى از « شيعه رافضى » و « سنى متعصب » بميان نبود بلكه اين دو ديدگاههائى بودند كه به خوبى تعريف نشده و با