سيد حسين محمد جعفري ( مترجم : سيد محمد تقى آيت اللهى )

149

تشيع در مسير تاريخ ( فارسي )

به كلمهء قراء آنچنان كه در خبرهاى مربوط به صفّين به كار مىرود ، بايد با احتياط نگريست . قراء اوليهء كوفه ، كه انقلاب عليه عثمان را رهبرى كردند ، رهبرانى چون مالك ، حجر و عدى داشتند و حاميان پروپاقرص على ( ع ) بودند . علاوه بر اين قراء اصلى كوفه ، در صفّين به نام افراد زيادى بر مىخوريم كه مآخذ ، آنان را به راحتى قراء توصيف مىكنند . بعضى از آنها از بصره و برخى ديگر از پاسداران دور افتاده مرزى از هر دو قلمرو آمده بودند . از اينرو آنان بايد هم قبيله باشند كه سعى داشتند ، دعاوى خود را با سوابق اسلامى ارتقاء دهند و اينان مردمى بودند كه بوسيله رهبران قبيله گمراه شدند . در ابتدا از حكميّت جانبدارى كرده و سپس عليه آن به قيام برخاستند و گروه جديدى را به نام خوارج تشكيل دادند كه در حوادثى كه به دنبال صفّين به وقوع پيوست موقعيّت على ( ع ) را عليه معاويه هم در داخل و هم در خارج تضعيف كردند . دليل عمدهء موضع بىتفاوت اشراف القبائل كوفه شايد به خاطر سياست مكتبى على ( ع ) در طرفدارى از تساوى حقوق انسان در امور اجتماعى و سياسى و اقتصادى باشد . در اولين جا و در مورد توزيع حقوقها ، على ( ع ) هر گونه تبعيضى را بين كسانى كه از قبل به كوفه آمده بودند و تازه‌واردان از بين برد و به جاى آن معيار خود را نه فقط بر پايه سابقه اسلامى قرار داد ، بلكه همچنين دلبستگى به ارزشها و معيارهاى اسلامى را در نظر گرفت . اين امر تا حدّ زيادى از خطبه‌هاى فراوان او كه در اين دوره ايراد شد و در نهج البلاغه در دسترس همگى قرار دارد كاملا روشن مىشود . ( 66 ) زمانى كه على ( ع ) به كوفه آمد ، جريان تازه‌واردان ديگرى به شهر ، نيز وجود داشت ، كسانى كه با على ( ع ) به كوفه آمدند و آن حضرت نسبت به آنان بدون توجّه به سابقهء اقامتشان با مساوات رفتار كرد . اين اقدام تهديد جدّى براى رهبران قبيله‌اى بود كه از سهم بيشترى در خزانه كوفه برخوردار بودند و اكنون به خاطر كم شدن فتوحات عايداتشان كاهش يافته بود . در جايى ديگر ، على ( ع ) ، در تخصيص حقوقها به عرب و غير عرب رعايت مساوات كامل را مىنمود . اين امر ، به خصوص براى اشراف القبائل توهين‌آميز بود ، زيرا علاوه بر ملاحظات مالى ، آنان معتقد بودند كه در مورد موالى غير عرب ، و مردمى كه سرزمينشان فتح شده است نبايد رفتارى مساوى با فاتحين آنها