سيد حسين محمد جعفري ( مترجم : سيد محمد تقى آيت اللهى )

150

تشيع در مسير تاريخ ( فارسي )

داشت . ( 67 ) براى رهبران قبيله و اعضاء طايفهء آنها جاى هيچ‌گونه ترديدى وجود نداشت كه در لواى حكومت على ( ع ) آنچه را كه تحت حكومت عثمان ، ترتيب دست‌يابى به آن را به خاطر قدرت قبيله‌اى داشتند ، رو به نابودى مىگذاشت . در عين حال ، هنوز برايشان امكان نداشت و معقول هم نبود كه در شرايط كوفه آن زمان عليه على ( ع ) قيام كنند . با وجود اين ، پس از نتايج بىثمر صفّين و پيشامد ناگوار حكميّت به دنبال آن ، رهبران قبيله‌اى كه پس ازين بين حالت بىتفاوتى و خيانت در حركت بودند در موضع بىميلى خود عليه على ( ع ) استوارتر شدند . آنان در ارتش على ( ع ) كه آن حضرت براى مقابلهء قاطع و نهايى با معاويه بسيج مىشد ماندند ولى در عين حال دعوتش را به خروج از شهر و جنگ با شاميان به كلى ناديده گرفتند . در عوض ، به ايجاد رابطه با خوارج كه در نهروان جمع شده بودند اقدام كردند . ( 68 ) آنچه كه به آنان مربوط بود برقرارى موقعيّت خود به عنوان رهبران كوفى بود . خوارج تهديدى براى آن به حساب مىآمد درحالىكه معاويه چنين نبود . پس از اينكه خوارج در نهروان شكست خوردند و على ( ع ) ديگر بار از آنها دعوت كرد تا عليه معاويه حركت كنند ، اشعث و ديگر رهبران قبيله‌اى نيرومند ، ظاهرا به بهانه ناتوانى ، امتناع كردند و از اينرو على ( ع ) مجبور شد به كوفه بازگردد . ( 69 ) موقعيت على ( ع ) از آن پس ، تضعيف شد . زيرا جنگ نهروان ، دشمنان زيادى را در ميان خويشان و نزديكان خوارج مقتول براى او فراهم كرده بود . علاوه بر اين ، رهبران قبيله‌اى ، بهره‌بردارى ديگرى از كاهش محبوبيّت او در ميان عده زيادى از قبائل كردند . به علاوه ، از شروع حكميّت معاويه در تماس دائم ، با اين رهبران قبيله‌اى بود و سعى داشت تا به اعطاى قدرت و پول و ثروت بر آنها پيروز شود . از اينرو ، آنان بر روى آنچه كه بتوانند به بهترين نحو ، به مقاصدشان كمك كند در انديشه بودند . موضع اين كوفيان را على ( ع ) در سخنانى كه طى اين دوره ايراد كرد به روشنى بيان كرده است . در يكى از سخنرانيهايش كه به فاصله كوتاهى قبل از شهادتش ايراد شد ، مردم را مورد خطاب قرار داده و مىفرمايد : « بدانيد كه من شما را شب و روز ، و آشكارا و پنهان براى مبارزه با اين قوم ( شاميان ) خواندم ، و گفتم به جنگ با آنها پيشدستى كنيد ، پيش از آنكه ابتكار