سيد حسين محمد جعفري ( مترجم : سيد محمد تقى آيت اللهى )

144

تشيع در مسير تاريخ ( فارسي )

منكوب سازد و كوچك بشمرد . از اينرو ، وى در ميان رهبران ردا به هيچ‌كس اجازه احراز موقعيّت فرمانروايى را نداد . از نظر او ، ميزان نيرومندى آنها ، اهميّتى نداشت . گروه مقتدر ديگر از رهبران قبيله‌اى تشكيل مىشد ، كه دعاوى آنها بر طبق سنت قديمى عربى ، بر اساس ثروتشان و وضعيت توانايى و اعتبار قبائلى كه آنها را رهبرى مىكردند ، قرار داشت . طبيعتا براى آنها مشكل بود كه براى مدتى طولانى برترى و رهبرى كسانى را كه هيچ قدرت قبيله‌اى نداشته و يا متعلق به خاندان حاكم نبودند ، تحمل كنند . تا زمانى كه عمر زنده بود ، رهبران قبيله‌اى نمىتوانستند قدرت خود را زياد اعمال كنند . با مرگ عمر و جانشينى او بوسيله مردى ضعيف النفس چون عثمان در سال 23 / 643 ، خيلى چيزها شروع به تغيير و تحوّل چشمگيرى نمود و مبارزهء قدرت كه تا آن زمان منكوب شده بود ، ديگر بار آغاز شد . انتصاب وليد بن عقبه ، برادر ناتنى عثمان و يكى از اشراف ، به عنوان حاكم كوفه ، كمك زيادى به رهبران قبيله‌اى كرد تا قدرت و نيرومندى خود را بازگردانند . از اينرو درمىيابيم كه نه تنها رهبران نيرومند قبيله‌اى ، بلكه حتى رهبران ردا ، با شدّت تمام ظاهر مىشوند و بر تارك امور استان قرار مىگيرند . ( 53 ) براى مثال ، به الاشعث بن القيس الكندى ، رهبر معروف مرتدين ، فرمانروايى تام الاختيار اردبيل تفويض شد . و تعداد زيادى از مردم را بدانجا گسيل داشتند تا نيروى دائمى مستقر را تحت فرماندهى او تشكيل دهند . ( 54 ) اين امر به قيمت جان رهبرانى از كنده ، مانند حجر بن عدى الكندى ، كه اعتبار اسلامى فراوان داشتند ، تمام شد . نمونه درخشان ديگر ، انتصاب سعد بن قيس الهمدانى به امارت رى بود ، ( 55 ) كه تا سال 22 / 643 ، يزيد بن قيس الارحبى ، مسئوليت آن را به عهده داشت . ( 56 ) اولى به يكى از متنفذترين خانواده‌هاى همدان وابسته بود ولى هيچ‌گونه سابقهء اسلامى نداشت درحالىكه دومى عمدتا وضعيت رهبرى اسلامى را دارا بود گرچه در سلسله قبيله‌اى همدان به سختى جاى مهمى را احراز مىكرد . روشن بود كه احراز مقامات بالا ، توسط رهبرى چون اشعث ، با زمينه ردائيش و قيس بن سعد ، با همه بىاعتنايى به اسلام ، انحراف عمده‌اى از قاعده موجود به حساب مىآمد .