سيد حسين محمد جعفري ( مترجم : سيد محمد تقى آيت اللهى )

143

تشيع در مسير تاريخ ( فارسي )

اشراف ( بيوتات العرب ) و مردم معمولى و فارسيان و طبقات گوناگون با هم زندگى مىكردند . با اين حال ، تنها يك عامل بود كه بر گرايش اكثريت مردم استيلا داشت . در ميان عنصر عرب جمعيّت يمنىها و اهالى عربستان جنوبى از لحاظ عددى بيشتر ( 12000 نفر ) از نزاريها يا اهالى عربستان شمالى ( 8000 نفر ) بودند . در فصل اول ، به طور مفصل اين موضوع كه مردم عربستان جنوبى ، به خاطر نسبت طولانى و ريشه‌دار عميق شاه - موبدى با قداست ارثى و بنابراين جانشينى ارثى ، به آنچه كه ما آن را ايده‌آل شيعيان به رهبرى جامعه مىخوانيم ، متمايل‌تر بودند ، بحث شده است . در اين مسأله ، اعراب باركن فارسى جمعيّت كه تقريبا سنّتى مشابه در رهبرى سياسى مذهبى داشت ملحق شدند . از اينرو ، يمنىها و فارسيها با هم ، كه دو سوم جمعيّت را تشكيل مىدادند گرايش شهر را به خوبى بر جاده تمايلات و مشربهاى فكرى تشيّع نهادند . به هر حال ، منظور ما اين نيست كه بگوئيم همهء يمنىها شيعه بودند و يا هيچ يك از نزاريهاى اعراب شمالى همگامى با مكتب تشيّع نداشتند . در چنين وضعيت پيچيده ، طبقه‌بندى مشخصى صحيح نخواهد بود . آنچه كه ارائه مىشود ، گرايشهاى كلى گروههاى عمده‌اى را كه بر اساس زمينه‌هاى معيّنى ممكن است بسادگى منكوب شود ، منعكس مىسازد و بايد ملاحظات سياسى - اقتصادى را در نظر گرفت . با وجود اين ، اولين گرايش شديد ، به صورت برخورد منافع بين دو گروه قدرت كه مىتوان اصطلاح « سلسله مراتب اسلامى يا مذهبى » و « اريستوكراسى سنّتى قبيله‌اى » را در مورد آنان به كار برد ، ظاهر شد . اولين گروه از آنان از اصحاب پيامبر تشكيل مىشد كه ادعاى رهبريشان بر كوفه ، بر مبناى سابقه گرويدن به اسلام و خدمات اسلامى و بالاتر از همه ، اعتبار و حيثيتى كه پيامبر خدا براى آنها قائل بود قرار داشت . همچنانكه پيش از اين گفته شد ، عمر مىخواست بوسيلهء كسانى كه سابقه اسلامى داشتند بر كوفه حكومت كند و بدين وسيله ، قدرت قبيله‌اى را