سيد حسين محمد جعفري ( مترجم : سيد محمد تقى آيت اللهى )

136

تشيع در مسير تاريخ ( فارسي )

مهم‌ترين نكته براى منظور ما در اينجا اين است كه توزيع حقوقهاى هر طبقه به گروهها و واحدهاى كوچكتر تقسيم مىشد و شخصى از هر گروه به عنوان سرپرست توزيع برگزيده مىشد . اين گروهها عرافه و شخصى كه مسئول آن بود عريف ( جمع آن عرفاء ) ناميده مىشدند . در اكثر حالات عرافه‌ها ، احتمالا از مردم يك طايفه تشكيل مىشدند ولى اساسا و با موافقت گروهى از مردم ، با سابقه يكسان در اسلام ، اين وظيفه را عهده‌دار بودند ، ( 42 ) و اين اتفاق بخاطر آن بود كه معمولا يك طايفه به طور كلّى و يا يك گروه از افراد خويشاوند ، مسلمان مىشدند و نه يك فرد . عرفاء كوفه مىبايست موقعيت برترى در امور سياسى شهر داشته باشند . در توضيحات امور كوفيان ، از كلمهء اشراف القبائل ، بطور كلى ، رهبران قبيله‌اى فهميده مىشود ولى تعداد اين رهبران نمىتواند به آن اندازه كه از مآخذ استنباط مىشود زياد باشند . بنابراين ، امكان زيادى وجود دارد كه اين عرفاء ، نقش رهبرى گروههاى مربوطه يا عرافه را در روزهاى شورش حكومت عثمان ، على ( ع ) و بعد از آن به عهده داشته باشند . اگر عرفاى كوفى را در زمره كوفيان داخل نكنيم ، تشخيص و كاربرد كلمهء اشراف ، به مفهوم وسيعى كه توسط مورخين به كار مىرود قدرى مشكل مىشود . امپراطورى اسلامى با سرعت شگفت‌انگيزى در زمان خلافت عمر توسعه مىيافت و بنابراين ، جمعيّت كوفه نيز رشد نمود . دو جريان مهم و جديد را بايد بلافاصله تشخيص داد . اول ، امواج تازه واردين عرب بنام روادف وجود داشت كه پس از تكميل فتوحات شام ، مصره و جزيره به سال 20 / 641 ، هيچ‌گونه شانس بيشترى را براى كسب غنائم در اين جبهه‌هاى غربى نيافتند . آنان تجديد حمله به امپراطورى فارس را پيش‌بينى كرده و چنين انديشيدند كه اين كار براى آنها فرصت كسب غنائم جنگى را به همراه مىآورد . اين امر موجب وجود جريان جديدى در كوفه شد . وقتى كه نيروهاى مسلمين براى جنگ نهاوند به سال 21 / 642 بسيج شدند ، اين افراد تازه وارد به طور طبيعى ، پرشورترين افرادى بودند كه خدمات لازم را مهيّا مىكردند . و در مقابله با فارسيان ، اينان مردمى بودند كه دلاورى و رشادت فوق العاده از خود نشان دادند .