سيد حسين محمد جعفري ( مترجم : سيد محمد تقى آيت اللهى )

128

تشيع در مسير تاريخ ( فارسي )

پيدا كرد . از اينرو نزاريها در طرف غربى فلات و يمنىها در سوى شرقى بوسيله از اينرو نزاريها در طرف غربى فلات و يمنىها در سوى شرقى بوسيله نصب پيكانهائى كه مرسوم بود و از زمين بيرون كشيده مىشد جايگزين شدند . ( 7 ) قسمت وسيع سرزمين كه آن را براى مسجد مشخص كرده بودند مىبايست مركز شهر بشود . ترتيب جمعيّت كوفه سه تجديد سازمان متوالى را در طول سى و سه سال پشت سر گذاشت . عدم رضايت‌بخشى تشكيلات جمعيتى كوفه به دو گروه وسيع نزارى و يمنى به زودى ثابت كرد كه اولا ، هيچ‌يك از قبائل گوناگون نزارى و گروههاى مختلف يمنى خود را براى همزيستى با يكديگر دمخور نيافتند و به سرعت با مسائل جدى روبرو شدند . ثانيا ، چنين ترتيبى مشكلات شديدى را در تشكيل سهميّه‌هاى نظامى بهم پيوسته بوجود آورد . كوفه به عنوان يك شهر پادگانى به منظور حضور قواى نظامى سازمان‌يافتهء آماده براى عمليات تأسيس شد و اين اقدام هنگامى كه مردم به دو گروه وسيع تقسيم شدند مشكل به نظر مىرسيد . در آخر ، كمبود گروههاى كوچك به طوائف و يا گروههاى هم‌پيمان طوائف ، سازماندهى حقوقها و دستمزدها را كه جمعيّت بدان بستگى داشت ، مشكل مىساخت . سعد ، بررسى چنين مشكلات ، پس از مشورت با عمر ، جمعيت كوفه را به هفت گروه تجديد سازمان كرد . اين عدالت يا تعديل ، بر اساس نسب‌شناسى و قوم و خويشى با كمك دو متخصص معروف نسب‌شناسى ( نساب ) ( 8 ) در عرب صورت گرفت . اين اصل راهنمايى كه در تجديد سازمان به كار گرفته شد ، بوضوح بدوران قبل از اسلام يا الگوى سنتى عربى سازمان قبيله‌اى برمىگشت كه در آن قبائل يا طوائف قبائل اتحادهاى سياسى را به شكل ائتلافى سست و بىهدف بنا مىنهادند . از اينرو ، تمام جمعيّت كوفه به هفت گروه موسوم به اسبع به صورت واحدهاى زير تقسيم مىشد . ( 9 ) 1 - كنانه با هم‌پيمانانشان ، از احابيش و ديگران و طايفه جديله . كنانه قبيله‌اى مكى بود و قريش يكى از شعب آن محسوب مىشد ، درحالىكه جديله ، شعبه‌اى از قيس عيلان از حجاز بود و روابطى با كنانه داشت . هر دو گروه ، به عنوان مردان اعتبار و حيثيت ( اهل العاليه ) مورد نظر بودند . كنانه و قريش همراه با