سيد حسين محمد جعفري ( مترجم : سيد محمد تقى آيت اللهى )
119
تشيع در مسير تاريخ ( فارسي )
« اى كاش در روز جمل كشته شده بودى تا با اين ترتيب به بهشت مىرفتى و ما هم از مرگ تو به عنوان نيرومندترين وسيلهها جهت ناسزاگويى و افترا به على ( ع ) بهرهبردارى مىكرديم » ( 50 ) جنگ جمل شكاف عميقى در جامعه مسلمانان بوجود آورد . همهء مآخذى كه دربارهء اين حوادث به بحث پرداختهاند تعداد نامهاى مخصوصى را براى بيان موقعيت از پيش قبول شده به وسيلهء گروههاى مختلف به كار مىبرند . اين نشانها بدين خاطر اهميّت دارند كه دلالت مىكنند چگونه طرز تفكّر مذهبى وفادارىهاى شخصى ، منافع منطقهاى ، و ملاحظات اقتصادى و سياسى در يكديگر داخل شدهاند . كسانى كه على ( ع ) را در جنگ جمل و سپس در صفين يارى كردند در ابتدا مردم عراق ( اهل العراق ) و بعدا حزب على ( ع ) شيعهء على ( ع ) يا العلويه ) خوانده شدند . مخالفين آنها را شيعه عثمان و يا معمولتر العثمانيه ناميدند . آنها شامل دار و دسته عايشه ، طلحه و زبير ( مردم شتر يا اصحاب الجمل خوانده مىشوند ) مردم سوريه ( اهل شام ) بودند كه همچنين به عنوان شيعهء معاويه شناخته شده بودند . بنا به تمايل به مبدأ تاريخ ، با به كار بردن كلمهء دين ، اين موقعيّتها در جهت اصطلاحات مذهبى توصيف مىشدند كه اين كلمه هم در ارتباط با على ( ع ) و هم با عثمان در واژههايى نظير دين على يا دين عثمان به كار مىرفت . طريق ديگرى براى بيان اين موضوع آن بود كه يكى عقيدهء علوى و ديگرى عثمانى ، راى العلويه يا راى العثمانيه ، ( 51 ) را در بردارد . با وجود اين ، علاوه بر اين اصطلاحات كلّى كه به منظور توصيف دستههاى مخالف به كار مىرفت ، دقيقترين عناوين شيعه اهل البيت يا شيعه آل محمد ( ص ) از اين ببعد اغلب توسط پيروان مذهبى شيفتهء على ( ع ) به كار مىرفتند . گاهگاهى كنيهء الترابيه نيز به كار برده مىشد . اين عنوان از كنيهء على ( ع ) ابو تراب ( پدر خاك ) ، كه محمد ( ص ) به دو داده بود ، مشتق مىگرديد . ( 52 ) حقيقت روشنتر ديگر اين است كه على ( ع ) خود ، مخالفينش را با نامهايى مىخواند كه انحراف آنها را از راه حقيقى مذهب مىرساند . كسانى را كه در جنگ جمل عليه او جنگيدند ناكثين ( پيمانشكنان ) مىخواند . اين اشتقاقى از آيهء قرآنى است كه مىفرمايد : « پس از آن هركس نقض بيعت كند ( نكث ) بر زيان و هلاك خويش به حقيقت اقدام كرده