سيد حسين محمد جعفري ( مترجم : سيد محمد تقى آيت اللهى )

120

تشيع در مسير تاريخ ( فارسي )

است » ( 53 ) ( آيهء 10 سورهء 48 ) . على ( ع ) مخالفين خود را در صفين قاسطين مىنامد ( كسانى كه به نادرستى و غلط عمل مىكنند ) كه از اين آيهء قرآنى اتخاذ شده است : « و اما ستمكاران ما ( القاسطون ) هيزم بر آتش جهنم گرديدند . » ( 54 ) در آخر با مراجعه به حديث نبوى ، على ( ع ) خوارج نهروان را مارقين ( كسانى كه حقيقت مذهب را از دست دادند ) لقب مىدهد ( 55 ) مسلما اين نامها در ميان پيروان على ( ع ) براى توصيف مخالفان معمول گرديد . با اين حال ، در تمام اين مدت ، پيروان على اساس حمايت وسيعى را به طور مداوم گسترش دادند و تا هنگام وقوع جنگ جمل شيعيان على از اشخاص معدودى كه از همان بادى امر ، آن حضرت را ارزشمندترين مرد براى احراز مقام خلافت و رهبرى جامعه پس از مرگ پيامبر مىانگاشتند ، تشكيل مىشد . پس از جنگ جمل اصطلاح شيعه على ( ع ) شامل همهء كسانى شد كه از على ( ع ) عليه عايشه حمايت كرده بودند ، و از اين زمان به بعد گروه اصلى شيعه به صورت درهم و برهمى شامل گروهها و افراد ديگرى كه به دلائل غير مذهبى از على ( ع ) حمايت كردند ، مىشد . در اين مفهوم وسيع بود كه كلمهء شيعه در سند حكميت در صفين ( 56 ) به كار رفت . ده سال بعد ، زمانى كه شيعيان شروع به تشكيل فرمول موقعيت اسمى خود كردند كوششهايى مبذول شد تا گروههاى مختلفى از حاميان على ( ع ) را كه قبل از اين مرحله به صورت درهم و برهمى مخلوط شده بودند تفكيك كنند . رتبه‌هاى شيعيان به چهار مقوله تقسيم شد : الاصفياء ، « دوستان صميمى » الاولياء ، « دوستان فداكار » ، الاصحاب ، « ياران » و شرطة الخميس ، « طبقهء برگزيده » . ( 57 ) عطف اصطلاح اولى به اشخاص كاملا روشن نيست ، گرچه مآخذ مختلف شيعه گروه اوليهء اصفياء را شامل - مقداد ، سلمان ، عمار ، حذيفه ، ابو حمزه ، ابو ساسان و شتير - مىدانند . طرز فكر اين طايفه‌ها يقينا مربوط به زمان بعدترى است . با وجود اين بايد تمايزى بين پيروان على ( ع ) كه تأكيد بر عامل مذهبى جانشينى او به عنوان وصى داشتند و كسانى كه عمدتا به خاطر زمينه‌هاى سياسى از او حمايت مىكردند ، بخصوص پس از اينكه كوفه را مركز حكومت قرار داد ، قائل شويم . علاوه بر