سيد حسين محمد جعفري ( مترجم : سيد محمد تقى آيت اللهى )

118

تشيع در مسير تاريخ ( فارسي )

گردن خودشان مىباشد . از پستان مادرى شير مىطلبند كه خشك شده است ، زنده شدن بدعتهايى را خواهانند كه مرده و از بين رفته است . » ( 47 ) در تجزيه و تحليل نهايى به اين نتيجه مىرسيم كه در اسلام گروهى پرهيزگار و زاهد از مردم وجود داشتند كه على ( ع ) مظهر و نمايندهء ايشان محسوب مىشد . اين گروه مورد حمايت طبقات پائين جامعه و برخى از انصار مدينه بود . و انتقام خون عثمان ، براى عايشه ، طلحه ، زبير و نيز بعد از آن معاويه بهانه‌اى بود تا جلو تلاشهاى اين گروه را براى حكمرانى به مردم كه خطر جدّى براى آنها داشت بگيرد . ظهور اين گروهها خطر واقعى براى اشرافيّت مكّه بود كه با پيروزى محمد ( ص ) و مفهوم جامعه او منكوب شده و تحت سيطرهء شديد ابو بكر و عمر قرار گرفته بود . وقتى كه عثمان عضو ثروتمندترين طايفهء اموى به قدرت رسيد آرمانهاى قديمى اشرافى طايفه‌اش و ديگر خاندان حاكم مكّه فرصتى يافتند تا ديگر بار قدرت و اشرافيت خود را تثبيت كنند . واقعا مضحك است كه انگيزهء وحدت و سازمان ارائه‌شدهء اسلام به خدمت اين گروه درآمد تا اعتبار خود را بازيافته ، قدرت آنان مجددا ظهور كند . عايشه همچون مظهرى كه در پشت سر او مىتوانستند نيروهاى خود را متّحد سازند خدمت كرد و مطمئنا مشكلى وجود نداشت تا او در حمله به على ( ع ) درگير شود . گفته مىشود كه دشمنى با على ( ع ) بر اساس چندين عامل بوده است . يكى از آنان رايزنى على ( ع ) با محمد ( ص ) درباره حادثه‌اى بود كه در آن دير بازگشتن عايشه بعد از پشت‌سر گذاشتن سفرى ، باعث گفتگوى مردم درباره او از روى بدخواهى شد ( 48 ) ، نزاعهاى عايشه با فاطمه ( ع ) كه انتخاب ابو بكر ، پدر عايشه را مورد سؤال مىداد نيز سهمى در اين خصومت داشت . ( 49 ) بنابراين روشن است كه جنگ جمل براى اين گروه سه نفرى بدلائل شخصى ، نه براى خون عثمان ، تنها بهانه مبادرت به جنگ بود . گرچه آنها در اهداف خود موفق نشدند ليكن راه را براى معاويه در اين مورد باز كردند . اين حقيقت كه ادعاى معاويه براى انتقام از خون عثمان تنها بهانه‌اى بود تا او را قادر به دور كردن على ( ع ) از قدرت بكند بعدها از گفتگوى بين عمرو العاص و عايشه ، بلافاصله بعد از جنگ جمل روشن مىشود . عمرو به عايشه گفت :